به بهانه ی اکران قسمت سوم مرد عنکبوتی البته با کمی تاخیر به زودی نقد وبززسی کامل این فیلم اراءه خواهد شد
(توبي مگواير) را ميشناسيد؟ همان (پيتر باركر) درسخوان و متفكر كه با نيش يك عنكبوت تبديل به يك سوپر قهرمان به نام (مرد عنكبوتي) شد و گويا با تارهايي كه از مچ دستهايش پرتاب ميكرد، چندين سال گيشه سينماها را تصاحب كرد و توجه سينمادوستان به ويژه دوستداران سينماي تخيلي را به خود اختصاص داد. او هماكنون در حال بازي در قسمت سوم فيلم مرد عنكبوتي است ولي اتفاقي خوشحال كننده در زندگي شخصي وي رخ داده است. او صاحب يك دختر شده و طعم شيرين پدر شدن را با تمام وجود ميچشد. با اين بهانه تصميم گرفتيم مطالبي از او و زندگي هنرياش تقديم شما كنيم.
 |
زندگينامه (توبياس وينسنت مگواير) روز بيست و هفتم ماه ژوئن سال 1975 در سانتامونيكا واقع در كاليفرنيا به دنيا آمد. مادرش (وندي براون) يك منشي بود كه بعدها فيلمنامه نويس و تهيهكننده شد و در سال 2006 يكي از دستاندركاران فيلم مستند (تجارت جنسي كودكان در آسيا) بود و پدرش (وينسنت) يك كارگر ساختماني و يك آشپز بود. آنها تنها 18 و بيست سال داشتند و هنوز ازدواج نكرده بودند. پس از تولد توبي پدر و مادرش در مدت دو سال ازدواج كردند و از هم جدا شدند و از آن پس توبي مثل توپ فوتبال بين آنها رد و بدل ميشد. آنها مرتبا در حال سفر بودند و از جايي به جاي ديگر نقل مكان ميكردند. از كاليفرنيا به واشنگتن، از واشنگتن به اورگون و از اورگون به كاليفرنيا. او تحصيلات خود را نيمهكاره رها كرد. مگواير درباره مدرسه ميگويد: (اوايل واقعا دانشآموز خوبي بودم ولي كمكم از آنجا زده شدم. نه اينكه مدرسه را دوست نداشته باشم، بلكه فقط به اين خاطر كه برايم دردناك بود.) مگواير كار بازيگري را از دوازده سيزده سالگي آغاز كرد. وي در چندين آگهي تبليغاتي و فيلمهاي تلويزيوني و سينمايي به ايفاي نقش پرداخت. او در راديو نيز نمايش اجرا ميكرد و در همان كودكي با (لئوناردو ديكاپريو) آشنا شد. در فيلم (زندگي اين پسر) دي كاپرتو نقش اول را بازي ميكرد و مگواير نقشي كوتاهتر داشت. (توبي مگواير) در سال 1997 با فيلم (طوفان يخ) به كارگرداني (انگلي) معروف شد. همين موفقيت سبب شد پس از آن در چندين نقش مهم به عنوان يك پسر انديشمند و متفكر ظاهر شود. از جمله اين فيلمها ميتوان به (پليزنت ويل)، (قوانين مشروبفروشي) و (پسران عجيب) اشاره كرد. وبي مگواير در ماه آوريل سال 2006 با (جنيفر مير) رسما نامزد شد و چند ماه بعد يك ازدواج خصوصي با حضور افراد خانواده برگزار كردند.
 ستاره مرد عنكبوتي در ماه آوريل با اهداي يك انگشتري الماس نشان درشت از او خواستگاري كرد و (مير) بلافاصله به او بله گفت و آنها با يكديگر نامزد شدند. (مير) دختر (ران مير) مدير استوديو يونيورسال يكي از بزرگترين و مهمترين استوديوهاي فيلمسازي دنياست. (جنيفر مير29) ساله خود طراح جواهرات ميباشد و بعضي از برترين ستارگان هاليوود طرفدار سليقه زنانه او در طراحي هستند. از جمله اين ستارگان جنيفر آنيستون، نيكول كيدمن، كيت هادسون، و ليندسي لوهان ميباشند. وقتي آنيستون ستاره سابق فيلم (دوستان) براي نخستين اكران فيلم جديد خود (انحلال) به اين مراسم رفته بود،گردنبند زيبايي كه از كارهاي جنيفر مير بود را به گردن خود آويخت وخانم مگواير آينده با ديدن اين صحنه از خوشحالي در پوست خود نميگنجيد. او ميگويد: (مثل اين است كه برنده بزرگترين جايزه دنيا شدهام. اگر كسي از من ميپرسيد آرزو دارم چه كسي از جواهراتم استفاده كند، ميگفتم جنيفر آنيستون و حالا به روياي ديرين خود رسيدهام.)توبي مگواير و جنيفر مير در ماه مي اعلام كردند كه در انتظار تولد اولين فرزندشان به سر ميبرند. جنيفر در مصاحبهاي با (يو اس اي تودي) گفت: (بگذاريد فقط بگويم اين بهترين دوران زندگي من است. دارم در آسمانها سير ميكنم. دارم بچهدار ميشوم و همسرم يك مرد حيرتانگيز است.)آنها سه ماه پيش صاحب يك دختر كوچولو شدند. مجله پيپل نوشت: دختر آنها روز دهم نوامبر در لوسآنجلس به دنيا آمد. مگواير 31 ساله كه در حال بازي در (مرد عنكبوتي) 3 ميباشد از اين كه پدر شده در پوست خود نميگنجد. او در مصاحبهاي با اين مجله گفت: (من خيلي خوشحالم. براي (جني) هم خوشحالم كه به سلامت از عهده اين كار برآمد. امسال براي من سال پرباري بوده است. يك موجود جديد به دنياي ما اضافه شد. جنيفر اينبار يك جواهر زنده به وجود آورد.)آنها نام دختر خود را (رابي) به معناي (ياقوت سرخ)، گذاشتهاند. يكي از دوستان نزديك آنها ميگويد: (اين اسم بسيار بامسماست چون آنها او را مثل يك گنجينه جواهر گرامي ميدارند.)يكي ديگر از دوستان مير ميگويد: (توبي و جنيفر مثل هم هستند زيرا هر دوي آنها وقتي بيرون ميروند مردم به دورشان حلقه ميزنند و حسابي طرفدار دارند.) گاري راس كارگردان مگواير در فيلم (بيسكوييت دريايي) ميگويد: (توبي واقعا
 |
عاشق است و بهطور حتم سعادتمند ميشود چون جنيفر دختر بسيار خوبي است. آنها واقعا مناسب يكديگرند.) خانواده جنيفر در ماه اكتبر يك مهماني خصوصي به مناسبت بارداري دخترشان ترتيب دادند. اين مهماني در كنار استخر خانه بزرگ خانواده مير در (ماليبو) برگزار شد و هنرپيشههايي همچون آنيستون، هادسون، مور، كورتني كاكس و برايس دالاسهووارد كه او نيز براي نخستين بار باردار ميباشد، در آن حضور داشتند. توبي مگواير فقط در انتهاي مهماني وارد اين محفل زنانه شد و به همه خير مقدم گفت. مگواير درباره بازيگري خود اظهار ميدارد: (كلاسهاي بازيگري خيلي به من كمك كرد ولي كار با افراد بزرگي همچون (انگلي) بود كه سبب پيشرفت من شد. من هميشه سعي ميكنم چشمها و گوشهايم را باز نگه دارم و همواره آماده يادگيري باشم. يك بازيگر ميتواند از هنرپيشههاي ديگر، از كارگردانها و از تجربيات شخصي خودش خيلي چيزها ياد بگيرد. ميتوانم بگويم (انگلي) خيلي پرتلاش و سختگير است و من از او آموختم كه مسئوليتپذير باشم. يكي از بزرگترين خوبيهاي شغل من اين است كه تاريخ را به ما ميآموزد. براي من كه اينطور بوده است. علاوه بر آن من اسبسواري و سيب چيدن را هم ياد گرفتم. شايد رويايي فكر ميكنم ولي دلم ميخواهد عمر طولاني داشته باشم. دوست دارم با انسانهاي بزرگي كار كنم. ميخواهم همه مرا دست كم يك بازيگر نجيب بدانند. بازيگري كه در بيست يا سي سال آينده فهرستي پربار از كارهاي نجيبانه دارد.) مگواير انساني صرفهجو است. او درباره كودكي خود ميگويد: (ما آن موقعها تقريبا فقير بوديم و من هميشه از اين موضوع خجالت ميكشيدم و از آن رنج ميبردم. پدرم يك وانت درب و داغان داشت. يادم ميآيد يكبار از او خواستم مرا نرسيده به مدرسه پياده كند تا همكلاسيهايم ماشين قراضه ما را نبينند. حالا كه وضع مالي من خيلي بهتر شده است دوست دارم خريد كنم ولي هيچوقت پسانداز را فراموش نميكنم. ميگويند كسي كه يكبار مزه فقر را چشيده باشد ديگر آن را فراموش نميكند. من هم به همين خاطر مراقب پولهايم هستم و ولخرجي نميكنم. دلم ميخواهد اطرافيانم راحت زندگي كنند. وقتي كوچك بودم دوست داشتم مثل پدرم آشپز بشوم. وليمادرم كه خيلي دوست داشت هنرپيشه بشود اما نشد به من اصرار ميكرد كه بايد هنرپيشه شوم. يك بار به من گفت اگر بروي سراغ بازيگري بهت صد دلار ميدهم. اينجوري شد كه از نوجواني به اين حرفه روي آوردم.)
 او درباره نقش مرد عنكبوتي ميگويد: (هيچوقت فكرش را هم نميكردم كه يك لباس تنگ و چسبان را از صبح اول وقت تا آخر شب به تن كنم، و زيبايي زندگي در همين است كه هميشه اتفاقات غيرقابل پيشبيني ميافتد. مرد عنكبوتي روياي دوران كودكي است. رويايي كه خيلي از پسر بچهها با آن زندگي ميكنند و من در بيست و پنج سالگي در حياط پشتي خانه نقش فرد عنكبوتي را بازي ميكردم.)او درباره مرد عنكبوتي ميگويد: (گاهي اوقات مجبور ميشدند آن لباس را به تنم بدوزند. چون زيپهايش هميشه در ميرفت. لباس خيلي ناراحت كنندهاي بود تازه بايد با آن از سيمها هم آويزان ميشدم. اگر تشنهام ميشد بيست دقيقه طول ميكشيد تا بتوانم آب بخورم. ديگر حدس بزنيد وقتي ميخواستم دستشويي بروم چه اتفاقي ميافتاد.) او كه در يك سال در سه فيلم مهم ايفاي نقش كرده ميگويد: (به نظر من وضعيت ايدهآل آن است كه هنرپيشه سه يا چهار ماه خود را براي نقش آماده سازد، سه يا چهار ماه آن را بازي كند و چهار ماه استراحت كند.)
|