تبليغاتX
لاهيج فيلم
 
       
 انتخاب براي Homepage اضافه کردن به Favorites
 
 
 
منوي اصلي
صفحه اصلي تماس با ما
آمار سايت آرشيو مطالب
Rss مرکز دانلود رایگان
 
اضافه کردن به علاقه مندي ها
موضوعات
آرشيو مطالب
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
سايت هاي همکار

بزرگترین مرکز دانلود رایگان
اینده من
گيلانيان
پاورلیفتر
ورگ
لاهیجان
یک ذهن زیبا

لينکستان

تمام لينکها
آمار سايت
نويسندگان :

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :


لوگوی دوستان
Clickkon.com | بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران
 
بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران
 

:
 

 

سگ را بجنبان ( 1997 آمریکا )

wag the dog

 ساخته بری لوینسون کارگردان فیلمهایی چون :

تسویه حساب – حسادت – مرد بارانی – صبح خیر ویتنام

 

مدت : 97 دقیقه

 

موضوع : کمدی- سیاسی

 

با بازی رابرت دنیرو: ( در نقش برین ) متولد هفده اوت 1943 در نیویورک.

دنیرو در سال 1980 برای بازی در فیلم گاو خشمگین برنده اسکار بازیگری گردید.

برخی از آثار او عبارتند از:

فیلمها در دست تهیه : اولین مرد – 36 – هیت(HEAT)

دیگر فیلمها : چوپان خوب (کارگردان و بازیگر) – قایم موشک – ملاقات با خانواده فاکرز- امتیاز (کارگردان و بازیگر)- 15 دقیقه – نیویورک نیویورک – ملاقات با والدین- سه اتاق در منهتن 1965 – پدر خوانده 2 ( 1974 ) – راننده تاکسی 1976 – شکارچی گوزن 1978 – گاو خشمگین 1980 – رفقای خوب 1990 – فرانکشتاین 1994 – مخمصه 1995 – رانین 1998 –– قائم موشک 2005 – شهر ساحلی- تسخیر ناپذیران- سلطان کمدی- اتاق ماروین- موهبت- فرار نیمه شب- تبریکات- سلام مامان- مامان فشنگی- طبل را آهسته بزن – خیابانهای بی رحم- آخرین قارون- روزی روزگاری در آمریکا- برزیل- ماموریت- قلب فرشته- ما فرشته نیستیم- بیداری ها- تنگه وحشت- قصه ای از برانکس- کازینو- هوادار- خوابگردها – جکی براون- این را تحلیل کن- بوکسور- مردان شرافت- راکی وبولوینکل- زمان نمایش- پل سان لویس ری- داستان کوسه ( گوینده )

 

داستین هافمن : متولد 8 آگوست 1937 در کالیفرنیا (برنده دو بار جایزه اسکار)

او کارش را با بازی در فیلم شهر برهنه در سال 1963 آغاز نمود. 

برخی از آثار او عبارتند از :

کریمر عله کریمر (1979)- پاپیون – کاووی نیمه شب – مرد بارانی(1988) – شیوع – سگ را بجنبان (1997) – تسویه حساب – داستان یک جنایت – ملاقات با فاکرها .ژاندارک ( 1999 ) – جسارت- اعتماد- به دام انداختن- بیلی باتگلیت- شغل خانوادگی- دالان نور ماه- در جستجوی نا کجا آباد- سگهای پوشالی- فارق التحصیل-

قانون شکن- همه مردان ریس جمهور- بزرگ مرد کوچک- مرد دونده و ...... 

 

 

آنا هش : متولد 25 می 1969 در اوهایو آمریکا .

او بیش از 30 اثر تلوزیونی در کارنامه خود داردو فعالیتش در سینما بیشتر در همان سالهای 96 تا 99 بوده است .

برخی از آثار سینمایی او عبارتند از :

آتشنشان – داور – شش روز و هفت شب – دانی برسکو و یکی از فیلمهای مشهور او سومین معجزه محصول سال 1999 آمریکا می باشد.

 ( سروش )

+ نوشته شده در  85/12/16ساعت 6:20 قبل از ظهر  توسط   |  یک نظر

رسانه ي سياسي يا سياست رسانه اي

" چرا سگ دمش را مي جنباند؟ چون سگ باهوش تر از دمش است . اگر دمش باهوش تر بود او سگ را مي جنباند. "

رئيس جمهور آمريكا به علت اينكه در اذهان عمومي به فساد اخلاقي متهم شده (و ظاهرا هم اين اتهام وارد است) موقعيت خود رادر آستانه ي انتخابات از دست رفته مي بيند. مشاورانش به تكاپو مي افتند تا وي را به هر وسيله اي از اين اتهام تبرئه كنند كه فكر جالبي به ذهن يكي از آنها خطور مي كند. هيچ كس نمي داند اين ترفند محبوبيتي هرچند كاذب ، اما بي حد و حصر براي رئيس جمهور به ارمغان مي آورد و مهمتر از همه آبروي رفته به جوي باز مي گردد.

رسانه به مفهوم امروزي آن با دنياي سياست اشتراكات فراواني يافته است و مي توان آن را شاهراهي سهل الوصول براي طي طريق سياستمداران و فراتر از آن جزء لاينفك سياست قلمداد كرد. اين معنا، اشاره كلي به كاركرد رسانه در همه جاست و اختصاص به آمريكا و غرب ندارد (اميدوارم اين بار موجبات رنجش خاطر دوستان "آمريكايي دوست"مان را فراهم نياورم) و اساسا ويژگي هاي ذاتي رسانه باعث شده كه دست درازي به آن وسوسه انگيز باشد.

سگ را بجنبان

نگاهي دقيق به سياست آن دوران ، يعني زماني كه اين فيلم اتفاق افتاد(كه البته در تخصص ما نيست) شايد ما را بيش از پيش متوجه پيوند عميق و ناگسستني رسانه و سياست كند.

فيلم "سگ را بجنبان"چند سال قبل از برملا شدن فساد اخلاقي بيل كلينتون(رئيس جمهور سابق ايالات متحده) اتفاق افتاد و به نوعي پيشگويي كرد كه آينده چگونه خواهد بود . اما اين موضوع به صورت يك سوال مطرح است كه آثار و عواقب اين پيشگويي به نفع چه كساني تمام شد؟ پاسخ به اين سوالات را مي توان با توجه و مداقه در آثاري از اين دست كه به نوعي پيشگويي كرده اند تا حدي يافت. سگ را بجنبان تنها مورد از پيشگويي هاي هاليوود نيست كه محقق مي شود. قبل از واقعه ي11 سپتامبر هم چندين و چند مورد فيلم ساخته شد كه دقيقا منطبق بر شكال فعاليت هاي انتحاري 11 سپتامبر بود. بعدها اين حادثه توجيه گر لشكر كشي به نقطه اي از دنيا شد!

شايد مقصود لوينسون در اين فيلم به چالش كشيدن سياستمداران و خطي مشي هاي نادرست و مزورانه ي آنها بوده است.( يا حق چنين تصوري برا ي ما محفوظ است). اما اگرپس از تماشاي فيلم  يك بار ديگر در مورد ساختار و همچنين محتواي فيلم تامل كنيم صحت وسقم اين فيلم هم پر ترديد مي نماياند كه شايد همو هم از حسن اعتماد ما سوء استفاده كرده باشد. اين زنجيره از بي اعتمادي به رسانه در مورد همه ي بخش ها و همه ي شكل ها و قالب هاي آن به وجود مي آيد. "سگ را بجنبان " در حقيقت از درصد باورپذيري ما نسبت به مقولات مطروحه در رسانه به شدت مي كاهد. آنجا كه مي بينيم كه يك دزد در كسوت يك قهرمان معرفي مي شود واين معرفي آنگونه واقعي به نظر مي رسد و آنگونه همزاد پنداري بينندگان را بر مي انگيزد كه مردم كفش هاي خود را نه به احترام يك سرباز قهرمان وطن بلكه در حقيقت به خاطر يك بزهكار از پاي در مي آورند و مراسم با شكوهي در خاكسپاري يك دزد و نه سرباز وطن برگزار مي شود. اينها باعث مي شود بخنديم اما خنده اي تلخ به اينكه اين فيلم يك اتفاق غير مستند  و تنها يك فيلم سرگرم كننده ، آن هم در ژانر كمدي (كه اين سرگرمي را تشديد مي كند)نبوده و خود فيلم روايتگر پشت پرده ي سياست و رسانه با هم است نه رو كردن دست سياستمدار به تنهايي!

در كل اين فيلم براي شناخت هرچه بيشترنقش ، جايگاه و قابليت رسانه و هنر در پيشبرد مقاصد سياسي مفيد است. به ديگر سخن مي توان از اين فيلم پي برد كه ساحت هنر تا چه حد مي تواند مورد تعرض و سوء استفاده ي اغيار قرار گيرد.هرچند براي بيننده ي تيز بين كه تنها سياسيون را متهم نمي كند و بلكه انگشت اتهام را متوجه هنر وهنرمند غير متعهد مي داند موجب تلخ كامي است كه آيا رسانه براي نفع ديگري به استحمار ماهم دست ميزند !؟

 

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

:
 

نگاهی به مستند هفتگانه مارتين اسکورسيزی درباره موسيقی بلوز

اسکورسيزی خود نيز کارگردانی يکی از قسمت های فيلم بلوز را به عهده گرفته است. اين فسمت، در واقع يکی از بهترين و زيبا ترين قسمت های مجموعه استموسيقی بلوز که موسيقی سياهان آمريکا خصو صا نواحی می سی سی پی، نيواورلئان و دلتا است، يکی از مهم ترين، تاثيرگذارترين و متنوع ترين گونه های موسيقی است که بسياری از گونه های ديگر موسيقی مدرن مثل "راک اند رول"، رپ و هيپاپ (hip hop) از آن تاثير پذيرفته اند.


مارتين اسکورسيزی که دلبستگی و عشق عميقی به اين نوع موسيقی دارد و جا به جا آن را در برخی از فيلم هايش از جمله آخرين والس، دار و دسته نيويورکی و گاو خشمگين نشان داده، اخيرا مجموعه مستندی به نام بلوز The Blues را به سفارش شبکه چهار بی بی سیBBC FOUR در هفت قسمت در باره ريشه های موسيقی بلوز و حوزه تاثير و نفوذ آن از کناره های می سی سی پی تا غرب آفريقا تهيه کرده است.


او کارگردانی هر قسمت را به يکی از کارگردان های برجسته سينمای جهان که دلبستگی شان را به موسيقی بلوز به نحوی در فيلم هايشان نشان داده اند، واگذار کرده است، از جمله: کلينت ايستوود، ويم وندرس، مايک فيگيس و مارک لوين.


صفحه ويژه مستندهای بلوز در BBC Four


خود اسکورسيزی نيز کارگردانی يکی از قسمت های آن را به عهده گرفته است. اين قسمت که در واقع يکی از بهترين و زيباترين قسمت های مجموعه است، گويی که داری به خانه می‌روی Feel Like Going Home نام دارد و در واقع نوعی گرامیداشت و ادای دين به موسيقی بلوز ناحيه دلتا Delta Blues آمريکاست.

گويی که داری به خانه می روی Feel Like Going Home

در اين فيلم اسکورسيزی، سفر کوری هريسCorey Harris يکی از چهره های برجسته معاصر بلوز آمريکا را که از می سی سی پی آغاز شده و به غرب آفريقا می رسد، پی گرفته و از اين طريق در صدد کشف ريشه های بلوز بر می آيد.
موسيقی بلوز که موسيقی سياهان آمريکا خصو صا نواحی می سی سی پی، نيواورلئان و دلتا است، يکی از مهم ترين، تاثيرگذارترين ومتنوع ترين گونه های موسيقی استاسکورسيزی خود می گويد: " می خواستم تماشاگر را به همراه کوريس به زيارت می سی سی پی و آ فريقا ببرم. کوری نه تنها نوازنده خوبی است بلکه تاريخ بلوز را نيز خوب می داند."


در اين ميان اسکورسيزی جا به جا از نما های آر شيوی و ترانه های قديمی و نوستالژيک بلوز با صدای خوانندگان افسانه ای اين ژانر مثل مادی واترزMuddy Waters و جان لی هوکرJohn Lee Hooker استفاده می کند.


نکته مهم و قابل توجه اين مجموعه مستند اين است که اسکورسيزی، کارگردان ها را در انتخاب موضوع و شيوه روايت آن کاملا آزاد گذاشته است و هر يک از آنان بر اساس ذهنيت، نگاه و سبک ويژه شخصی خود با موسيقی بلوز مواجه شده و جنبه خاصی از آن را بر جسته ساخته اند.


اسکورسيزی درباره ايده ساختن اين مجموعه می گويد: " با مارگارت باد تهيه کننده کمپانی کاپا سرگرم ساختن فيلم مستندی در باره اريک کلپتون بود يم به نام هيچ چيز جز بلوز Nothing But Blues که فکر ساختن اين مجموعه به ذهنم رسيد.


به دنبال آن بود که از چند فيلمساز که هميشه مورد تحسين من بودند و هر يک ارادت خاصی به موسيقی داشتند، خواستم که دريافت شخصی خود را از تاريخ موسيقی بلوز ارائه کنند. به اين ترتيب می دانستم که نتيجه کار يک روايت خشک و رسمی از تاريخ بلوز نخواهد بود، بلکه روايتی اصيل، عاشقانه و موزائيکی ازاين تاريخ خواهد بود.


همواره دلبستگی خاصی به اين نوع موسيقی داشته ام و اصولا فرهنگ داستانگوئی از طريق موسيقی ، هميشه برايم جذاب بوده است. موسيقی بلوز، طنين احساسی عميقی دارد و ريشه موسيقی مردم پسند آمريکائی به شمار می رود."


شيفتگی و دلبستگی اسکورسيزی به موسيقی بلوز تا آن حد است که می گويد: " واقعا اگر می توانستم گيتار بنوازم، هرگز فيلمساز نمی شدم. وقتی بچه بودم، همه اطرافم پر از صدای موسيقی بود.از خيابان، از راديوی اتو مبيل ها ئی که رد می شدند، از مغازه های کنار خيا بان و از پنجره آپارتمانهای اطراف، صدای موسيقی می آمد. در آن روز ها می شد همه نوع موسيقی از ترانه های فولکلوريک ايتاليائی تا ترانه های کانتری و وسترن را از راديو شنيد. پدرم عاشق نواختن ماندولين بود و برادرم فرانک، گيتار می نواخت و اولين ترانه ای که شنيدم و به ياد دارم از جنگو رينهارتDjango Reinhardt بود... وقتی به موسيقی و صدای خوانند گانی چون ليد بلی، جان لی هوکر، چارلی پتون، مادی واترز، لمون جفرسون و بسی اسميت گوش می دهی، به حرکت در می آئی، قلبت به تپش می افتد و تحت تا ثير حقيقت عاطفی نيرومند آن قرار می گيری و درست به قلب انسانيت پرتاب می شوی. بلوز يعنی همين."


اسکورسيزی تمام قسمت های اين مجموعه را به قطعات موزائيکی تشبيه می کند که در نهايت ، تصويری ديناميک و پر تحرک از اين فرم هنر بومی آمريکا می سازد. در واقع اين مجموعه، يکی از بهترين نمونه های فيلم مستند است که تا کنون در باره معرفی و تاريخ يک نوع موسيقی ساخته شده است. فيلم ها نه تنها بيننده مشتاق و علاقمند به موسيقی بلوز راباخود همراه ساخته بلکه به واسطه سبک تصويری متنوعشا ن و استفاده خلا قانه هر يک از کارگردان ها از نما های آرشيوی و آهنگ ها و ترانه های قد يمی و شور انگيز بلوز و ترکيب آنها با اجرا های زنده و گفتگو های جذا ب و تا ثير گذار با چهره های نامدلر و افسانه ای اين نوع موسيقی، حتی بينندگان عادی را نيز جذب خود می سازند.


اسکورسيزی در باره کار فيلمسازان ديگر اين مجموعه چنين قضاوت می کند: " فيلم چارلز برنت، يک درام شخصی و شاعرانه در باره بلوز است که از ديد يک پسر جوان روايت می شود. ويم وندرس، فيلمی خا طره انگيز در باره گذشته، حال و آينده بلوز، از طريق زنده کردن خاطره سه خواننده بزرگ بلوز ساخته است.


فيلم ديک پيرسDick Pearce يک فيلم درخشان در باره شهر ممفيس Memphis و سلا طين بلوز آن چون بابي راش و بی بی کينگB.B.King است. مارک لوين نيز با تمرکز روی چاک دی Chuck D و مارشال چس، بلوز شيکاگو را تصوير کرده است. مايک فيگيس که خود نيز موسيقيدان است، فيلم خود را در باره ريشه های بلوز بريتا نيا ساخته است و کلينت ايستوود در فيلم خود نسبت به نوازندگان برجسته " پيانو بلوز" مثل جی مک شنJay Mcshann و پاين تاپ پرکينز Pinetop Perkin ادای احترام کرده است."


روح يک مرد The Soul of a Man


ويم وندرس که مستند درخشان "بو ناويستا سوشال کلاب " را در باره موسيقی جاز کوبا در کارنامه خود دارد، در باره مشارکت خود در اين پروژه می گويد: " مارتين اسکورسيزی، می خواست چند فيلم در باره بلوز بسازد. تا کنون هيچ پروژه ای مثل اين نبوده که هفت کارگردان مختلف در باره يک موضوع هفت فيلم مختلف بلند بسازند و هر فيلم از زاويه ديد متمايزی باشد و هر کارگردان بخشی از تاريخ و سرزمين بلوز را که خود می پسندد، انتخاب نمايد و هيچ محدوديت مضمونی و سبکی برای آنها وجود نداشته باشد. اين ايده مارتين، فوق العاده بود.من می دانستم که او يکی از عاشقان بلوز است ولی او مطمئن نبود که من هم يکی از آنها هستم."


فيلم وندرس، "روح يک مرد" The Soul of a Man ترکيبی از موسيقی بلوز و زيارتنامه شخصی اوست. فيلم داستان زندگی سه چهره افسانه ای بلوز يعنی اسکيپ جيمزSkip James ، بلايند ويلی جانسون Blind Willie Jonson و جی بی لنوار J.B.Lenoir را به شکل فيلم در فيلم با استفاده از ترکيب صحنه های باز سازی شده و نما های آرشيوی روايت می کند: " به نظر من حقيقتی که در اين موسيقی نهفته است از هر حقيقت ديگری که تا کنون در باره آمريکا خوانده ام يا در فيلم ها ديده ام، حقيقی تر است. در اين فيلم سعی کردم بيشتر از وجه مستند، بر وجه شاعرانه آن تا کيد کنم. کيفيت شاعرانه ترانه ها و صدا ها مرا به وجد می آورد."


پيا نو بلوز Piano Blues


کلينت ايستوود نيز که همواره شيفته " پيا نو بلوز" بوده، در فيلم خود با همين عنوان يعنی "پيانو بلوز" ا Piano Blues با نوازندگان برجسته بلوز همراه می شود. او دقايقی طولانی کنار پيانوی هنری گری Henry Gray می نشيند و عاشقانه به نواختن و خواندن او چشم می دوزد.


ايستوود در باره علاقه اش به بلوز می گويد: " موسيقی بلوز همواره پاره ای از زندگی من بوده و در اين ميان پيانو جای خاصی داشته است. به علاوه موسيقی، هميشه نقش مهمی در فيلم های من بازی کرده است ( بردThe Bird ، برايم ميستی بنواز و پل های مد يسن کانتی) . اين مستند، اين فرصت را برايم فراهم کرد که بيشتر از آنکه به جنبه های سينمائی کار فکر کنم، بر روی موسيقی به عنوان يک موضوع متمرکز شوم."


سرخ، سفيد و بلوز Red, White & Blues


مايک فيگيس، کارگردان انگليسی و سازنده فيلم هائی چون، ترک لاس وگاس، تايم کد Time Code و هتل در فيلم خود با عنوان سرخ، سفيد وبلوز، ون موريسون، اريک کلپتون، جف بک و تام جونز را به همراه تعدادی از چهره های جوان ترمو سيقی بريتا نيا در استوديوئی کوچک در لندن گرد هم می آورد. آنها ضمن نواختن و خواندن به بحث در باره ريشه های موسيقی بلوز انگليسی خصوصا در دهه شصت می پردازند و زيبا ئی کار در اين است که فيلمساز خود نيز با آنها می نوازد . فيگيس می گويد: " می خواستم بدانم چرا اروپائی ها اينقدر به موسيقی سياهان علاقه نشان می دهند."


با اينکه فضای استوديو بسيار بسته و کوچک است و کوچکترين تحرک گروه فيلمبرداری به چشم می آيد اما اين محدوديت باعث نمی شود که فيگيس از سبک فيلمسازی خود که عموما بر حرکت های پيچيده و طولانی دوربين استوار است عد ول کند. وی خود در اين باره چنين توضيح می دهد:


" در اين صحنه همه چيز بستگی به کار فيلمبردار داشت.شخصا از فيلمبرداری که شهامت ندارد، خوشم نمی آيد و يا از فيلمبرداری که جرئت نزديک شدن به چهره تام جونز يا ون موريسون را ندارد. بعضی اوقات تنها راه درست فيلمبرداری از موسيقيدانان ، نزديک شدن به آنان تا حد ممکن است. می خواستم کار دست های آنها را ببينم و نمی خواستم اين کار را با لنز تله فتو انجام دهم. می خواستم بیننده را در احساس آن صحنه سهيم سازم... از اينکه اين فيلم را ساختم احساس غرور می کنم. اين کار واقعا ارزش اش را داشت. "


راه ممفيس The Road to Memphis


راه ممفيس ، ساخته ريچارد پيرس نيز سفر اديسه وار يکی از سلا طين موسيقی بلوز يعنی بی بی کينگ را به ممفيس، شهری که زادگاه سبک جديدی از بلوز به شمار می رود، بازگو می کند.


پيرس اجراهای تازه و ارژينال بی بی کينگ، بادی راش و روسکو گوردون را با نماهای تاريخی و آرشيوی مر بوط به آنان در هم می آميزد.


به اعتقاد پيرس، مجموعه " بلوز" فرصتی برای بزرگداشت يکی از آخرين و ارزشمند ترين ژانر های موسيقی بومی آمريکاست که قبل از اينکه کاملا ناپديد گردد يا توسط نسل " راک اند رول" بلعيده شود، برای هميشه ثبت شده است .


پيرس در باره شرکت خود در اين پروژه چنين توضيح می دهد: " دعوت برای شرکت در اين پروژه واقعا هيجان انگيز بود. قبلا فيلم " آواهای ممفيس " Sounds of Memphis " ساخته جف شفتل Jeff Scheftel را ديده بودم و با خود گفتم ، همه چيز در باره تاريخ ممفيس در اين فيلم گفته شده، حال من چه چيز متفا وتی می توانم بسازم. بدنبال آن بود که تصميم گرفتم تا حد ممکن فيلم خود را بر عصر حاضر متمرکز کنم و همه چيز را از دريچه چشم روسکو گوردون نشان دهم.


موسيقی بلوز از جهتی فوق العاده ساده است و آنچه آن را پيچيده می سازد، شخصيت و تجربه های زندگی کسی است که آن را می خواند يا می نوازد."


پدر خوانده ها و پسران Godfathers and Sons


" پدر خوانده ها و پسران"، ساخته مارک لوين، ترکيبی از نماهای بسيار کمياب آرشيوی از هو لين وولف، مادی واترز، پل باتر فيلد و گروه انگليسی " رولينگ استونز" Rooling Stones و گفتگو با نوازندگان کهنه کار و قديمی بلوز است.


لوين با چاک دی Chuck Dاز گروه " دشمن مردم" Public Enemy و از خوانند گان مشهور رپ و موسيقی Hip Hop در سفری دراز به شيکاگو همراه می شود تا خاطره روزهای پر شکوه بلوز را در اين منطقه زنده کند.


در يکی از قسمت های جذاب فيلم، او نوازندگان قد يمی بلوز را در کنار خوانندگان جديد موسيقی رپ و هيپ هاپ قرار داده و تلاش مشترکشان را برای توليد يک آلبوم جديد به تصوير می کشد. لوين می گويد: " وقتی صحنه اجرای گروه سم لی Sam Lay را در فستيوال بلوز شيکاگو فيلمبرداری می کرديم، آنها ترانه ای از مادی واترز را می خواندند.


در اين هنگام من چشم هايم را بستم و به زمان 15 سالگی ام باز گشتم، وقتی که برای اولين بار اين تصنيف را شنيدم و زندگی ام را دگرگون کرد وحال بعد از 35 سال که آن را می شنيدم، هنوز روح مرا تکان می داد. در اين فيلم تمام هدفم اين بود که احساس خودم را در آن روز ثبت نمايم."


گرم شدن با آتش شيطانWarming By the Devil’s Fire


چارلز بنت در فيلم خود، " گرم شدن با آتش شيطان"، داستان پسر جوانی را بيان می کند که در سالهای دهه پنجاه در می سی سی پی با بلوز آشنا میشود: "از طريق چشمان اوست که ما بلوز را میبينيم و ازطريق گوش های اوست که ما بلوز را می شنويم و با آن آشنا می شويم. فيلم يک داستان شبيه زندگينامه خودنوشت نيست، اگر چه بخش هائی از آن برای من اتفاق افتاده و تجربه های شخصی من است."


بعلاوه بنت ، تاثير خوانندگان زن جاز مانند بيلی هاليدی و بسی اسميت را بر موسيقی بلوز بررسی می کند: "خوانندگان اوليه زن تاثير عميقی بر بلوز داشته اند، خصوصا به خاطر فروش بالای آلبوم هايشان. آنها مخاطبان گسترده ای داشتند و نقش آنها در گسترش بلوز منحصر به فرد بود."


فيلم جنبه های مختلف موسيقی بلوز را تصوير می کند. برنت می گويد: " همواره می خواستم داستانی را در باره بلوز روايت کنم که نه تنها بيانگر مضمون و ماهيت واقعی آن باشد بلکه همچنين بر فرم تکيه داشته باشد."


تيتراژ


و در آخر بايد از تيتراژ فيلم ياد کرد که به شکل بسيار زيبا و خلا قانه ای طراحی شده و در بر گيرنده تم اصلی و مرکزی فيلم است. تصاويری کهنه و نوستالژيک و غالبا قهوه ای رنگ از چهره های نامدار بلوز مثل، مادی واترز، جان لی هوکر و بی بی کينگ با تصويری از رود خانه می سی سی پی در هم ديزالو شده يا به تر تيب از چپ يا راست وارد کادر می شوند. آنگاه عبارت " بلوز" با حروف آبی رنگ بر روی اين تصاوير سياه و سفيد يا قهوه ای نقش می بند د و در کنتراست با آن جلوه و درخشندگی خاصی می يابد. به اين تر تيب ، تيتراژ در حالی که بر جنبه تاريخی، نوستالژيک و خاطره انگيز موسيقی بلوز تکيه دارد، در عين حال نشانه زنده ، جاری و معاصر بودن اين موسيقی زيبا و جاودان است.

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات