تبليغاتX
لاهيج فيلم
 
       
 انتخاب براي Homepage اضافه کردن به Favorites
 
 
 
منوي اصلي
صفحه اصلي تماس با ما
آمار سايت آرشيو مطالب
Rss مرکز دانلود رایگان
 
اضافه کردن به علاقه مندي ها
موضوعات
آرشيو مطالب
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
سايت هاي همکار

بزرگترین مرکز دانلود رایگان
اینده من
گيلانيان
پاورلیفتر
ورگ
لاهیجان
یک ذهن زیبا

لينکستان

تمام لينکها
آمار سايت
نويسندگان :

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :


لوگوی دوستان
Clickkon.com | بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران
 
بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران
 

: جستجوی خوشخبتی (The Pursuit of Happyness)
 

thepursuitofhappyness1_large

نام:

جستجوی خوشخبتی  (The Pursuit of Happyness)

کارگردان:

گابریئله موچینو (Gabriele Muccino)

تهیه کننده:

ویل اسمیت (Will Smith)

استیو تیچ (Steve Tisch)

تدی زیی (Teddy Zee)

فیلم نامه نویس:

استیون کنراد (Steven Conrad)

بازیگران:

ویل اسمیت (Will Smith)

 

جیدن اسمیت (Jaden Smith)

 

تاندی نیوتون (Thandie Newton)

 

برایان هویی (Brian Howe)

 

جیمز کارن (James Karen)

موسیقی:

آندره کوئرا (Andre Guerra)

فیلم بردار:

فدون پاپامایکل (Phedon Papamichael)

ادیتور:

هیوز وینبورن (Hughes Winborne)

شرکت پخش کننده:

کلمبیا پیکچرز (Columbia Pictures)

سونی پیکچرز (Sony Pictures)

تاریخ انتشار:

15 دسامبر 2006

زمان فیلم:

117 دقیقه

بودجه فیلم:

100 میلیون دلار

فروش فیلم:

48 میلیون دلار (تا 14 ژانویه 2007)

 

 


نمایی از داستان:

ماجرای فیلم درباره زندگی یک آمریکایی سیاه به نام کریس گاردنر در دهه هشتاد است. کریس که یک فروشنده سیار لوازم پزشکی است از نظر مالی دچار مشکل می شود و تا مرز متلاشی شدن خانواده و زندگی اش پیش می رود. او در طول داستان در تلاش برای جهش بزرگ و رفع مشکلات مالی اش است. این فیلم در دو روز اول نمایش تنها در آمریکا 26 میلیون دلار فروش کرد.

 

 


درباره فیلم:

این فیلم برگرفته از داستان واقعی است ، اگر چه تفاوت های با نمونه اصلی داستان وجود دارد. اما نمونه جالبی پشتکار در زندگی و تلاش و کوشش برای رفع مشکلات در بدترین شرایط زندگی را به نمایش می گرد.

فیلم درباره زندگی مردم عادی است که به طبقه پایین جامعه و خیابان خوابی کشیده می شوند.

از تفاوت های فیلم با داستانی اصلی این نکات را می توان گفت:

- شخصیت لیندا هرگز وجود نداشت و این زائیده دو زن قبلی کریس بود.

- دوره تحصیلی "گاردنر" 1000 دلار حقوق ماهیانه داشت.

- پسر "گاردنر" در زمان وقوع فیلم تنها دو سال داشت.

- "گاردنر" به جای یک شب در واقع ده روز در زندان بود.

- او بعضی شب ها که خوابگاه ها پر بودند زیر میزش می خوابید.

- "گاردنر" هرگز کیف نداشت و وسایلش را با کیسه پلاستیک حمل می کرد.

 

 


نقد فیلم:

اگر چه این گونه داستان های فقیران و تهیدستان که در طی چالش و تلاش ها و سختی به موفقیت و خوشبختی در زندگی می رسند ، کلیشه ای پاره و کهنه در سینمای امروز هستند و تنها با تعریف کردن داستان هر بیننده ای این تفکر را خواهد داشت که این داستان هزار بار تکرار شده است. اما تکنیک های نوین نویسندگی و خلاقیت نویسنده و کارگردان تصویری جدید به بیننده عرضه می کند و البته قطعا بازیگری حرفه ای نیز به موفقیت فیلم کمک شایانی کرده است.

اما شاید این سوال مطرح شود که چرا باید این داستان کلیشه ای بار دیگر به پرده سینما رود و چطور می شود که این داستان خسته کننده بیننده را تا آخر فیلم و بدون کسل کنندگی همراهی می کند؟

درباره فلسفه ساخت این فیلم قطعا عوامل مهمی وجود داشته اند. یک اینکه با توجه به نسل جوان بین مخاطب ها ، قطعا اینگونه فیلم ها در سطح هالیوود در یک دوره 5 تا 10 ساله قابل عرضه است. چرا که نسل جدید و جوان اغلب در سینمای کلاسیک وارد نمی شود و علاقه ای به این سبک ندارد. قطعا این عامل تقویت کننده نیاز به بازسازی این سبک در فاصله هر یک دهه را خواهد بود.

در قدم اول باید گفت که نویسنده نقطه مناسبی از زندگی یک انسان را انتخاب می کند و در نقطه مناسبی از داستان فیلم را تمام می کند.

در اینگونه داستان ها فیلم معمولا از دوران خوشبختی شخصیت داستان شروع می شود که کار و درآمد مناسبی دارد ، اما در فیلم "جستجوی خوشبختی" آغاز داستان از نقطه ای است که دردسر های "گاردنر" تازه شروع شده است. همچنین این دست داستان ها پولدار شدن قهرمان داستان و رسیدن به خوشبختی نسبی را ترسیم می کنند که نویسنده باز از این مطلب خودداری کرده است و برای انتقال سرانجام داستان تنها به نوشته ای سفید رنگ بروی صفحه سیاه ، قبل از تیتراژ آخر فیلم بسنده می کند.

این دو نکته شاید مهمترین نکات کلیدی در موفقیت فیلم باشند. در عین حال باید گفت که قرار دادن بیننده در مسیر زندگی شخصیت اصلی داستان و ایجاد همدردی مناسب با او یکی از نکات کلیدی موفقیت داستان است که به بازیگیری و کارگردانی خوب تکیه می کند.

در نهایت باید گفت که این فیلم در رده بندی فیلم های فوق العاده سال قرار نمی گیرد ولی قطعا شایستگی مطرح شدن به عنوان فیلم با رده بندی بالا را دارد. 

 

 


نکته های جالب:

-         برای آموزش حل کردن پازل مکعب دو نفر از پازل باز های حرفه ای استخدام شدند تا به "ویل اسمیت" آموزش حل کردن آن را به نحو سریع بدهند.

-         "ویل اسمیت" مخصوصا برای این فیلم سبیل هاش رو نتراشید.

-         "دان کاستلانتا" گوینده کارتون "سیپسون ها" از "ویل اسمیت" می خواد که براش دونات بیاره ، که تو کارتون "سیمپسون ها" هم هم شخصیت دونات بوده.

-         در آخر فیلم در یک صحنه از "کریستوفر گاردنر" واقعی ظاهر میشه.

 

   

وضع مالی "کریس" رو به وخامت می رود. او مدتی است که هیچ دستگاهی نفروخته است و مالیاتش که بالغ بر 600 دلار است عقب افتاده است. 3 ماه اجاره نداده است و تنها زن او است که بخشی از مخارج آنها را تامین می کند.

یک روز "کریس" از مقابل ساختمان معاملات بورس عبور می کند و شخصی را ماشین گران قیمت می بیند و بسیار کنجکاو می شود که چگونه پولدار شده است و از او می پرسد "چه شغلی دارد و چگونه پولدار شده است؟" او در جواب می گوید که دلال سهام است. و برای موفقیت در این کار باید در محاسبات ریاضی و روابط با مشتری ماهر باشد.

از این لحظه "کریس" به دنبال این است که وارد این شغل شود. او فکر می کند که در محاسبات خوب  است و فکر می کند می تواند در روابط با مشتری ها ماهر باشد.

او در یک دوره آموزشی بورس سهام ثبت نام می کند. این دوره که شش ماه طول می کشد هیچ حقوقی به او نمی دهد و در پایان از بین بیست نفر تنها دو نفر را استخدام می کنند. اگر او هنوز برای ورود به دوره باید مصاحبه شود و عده زیادی برای مصاحبه حاضر شده اند.

در این اثنا همسر "کریس" از او جدا می شود و برای کار به "نیو یورک" می رود. "کریس" می خواهد از پسرش مراقبت کند و اجازه نمی دهد همسرش پسرش را با خود ببرد.

صاحب خانه "کریس" می خواهد خانه را به شخص  دیگری اجاره بدهد ، "کریس" با اسرار یک هفته دیگر فرصت طلب می کند و قبول می کند که خانه را نیز نقاشی کند. در حین نقاشی خانه پلیس به خانه او میاید و به جرم عدم پرداخت قبوض جریمه او را بازداشت می کند.

او شب را در زندان می گذراد با این اضطراب که روز بعد ساعت ده و نیم قرار مصاحبه برای ورود به دوره آموزشی را دارد. پس بدون برگشتن به خانه مستقیم به دفتر معامله بورس سهام می رود. او با وضعی کثیف و رنگی با زیر پیراهنی و بیژامه وارد دفتر مصاحبه می شود. تیم مصاحبه کننده از وضع او خیلی ناامید می شوند. هرچند او با مزاح و توجیح وضعیتش آنها را متقاعد به اجازه به ورود دوره آموزشی می کند.

کریس پول اجاره را نمی تواند فراهم کند و به مکان جدیدی در یک متل نقل مکان می کند. او روز ها به کلاس می رود و بعد از کلاس با پسرش به سراغ فروش دستگاه پزشکی می رود.

فروش دستگاه هایش بد نیست. در عین حال در کلاس موفق است و حداکثر تلاش خود را می کند تا هم مربی را راضی نگه دارد و هم کار عملی خوب انجام دهد ، هم از پسرش مراقبت کند و او را خوشحال نگه دارد. او تمام اسکنر هایی داشته است می فروشد و نگرانی اش از مسئله مالی تا حد زیادی حل می شود.

برای کار عملی کلاس باید با مشتری هایی ملاقات کند و آنها را باری خرید سهام ترقیب کند. او در این کار تقریبا موفق است اما مشکل دیگری به سراغ او می آید.

"کریس" بیش از 600 دلار مالیات بده کار است و دولت بالاجبار این را از حساب او مصادره می کند و او تنها با 20 دلار پول ته حسابش می ماند. دوست او که 14 دلار پول به او بده کار هست حاضر نیست پولش را پس بدهد.

او یکی از دستگاهی که ازش دزدیده شده بوده است را از یک روانی خیابان گرد پس می گیرد و سعی می کند بفروشد ولی دستگاه کار نمی کند.

"کریس" نمی تواند اجاره منزل جدیدش را بدهد و اساسش را از منزل بیرون می ریزند و او بی خانه می شود.

سپس به ایستگاه مترو می رود و شب را در توالت عمومی با پسرش می خوابد.

او با دستگاه و چمدانش سر کلاس می رود و با فشار بیشتری را تحمل می کند ، شب ها را اغلب در خوابگاه های فقرا می خوابد یا اگر جا نباشد باز به یک توالت می رود.

در عین سعل می کند دستگاه اسکنرش را تعمیر کند و موفق می شود آن را بفروشد و یک شب پسرش را به هتل می برد.

در نهایت کریس در امتحان ورودی موفق می شود و می تواند استخدام دائم شود.

 



 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: هری پاتر" دوباره در جهان صدرنشین شد.
 

"هری پاتر و محفل ققنوس" با 8/100 میلیون دلار فروش در بیش از 58 کشور، برای دومین هفته پیایی پرفروشترین فلیم در سطح بین‌المللی شد.
به گزارش خبرنگار مهر، ورایتی اعلام کرد پنجمین فیلم "هری پاتر" در کمتر از 12 روز در سطح بین المللی به فروشی حدود 3/351 میلیون دلار دست پیدا کرده و تا اینجای کار سی و دومین فیلم پرفروش دنیا در بازار خارج از آمریکاست. با احتساب فروش داخلی فیلم جدید پسر جادوگر، مجموع فروش این فیلم 558 میلیون دلار شده و فعلا در فهرست پرفروشترین فیلم های تاریخ در رده چهلم قرار دارد.



"هری پاتر و محفل ققنوس"

"محفل ققنوس" که هفته گذشته در اولین هفته اکران، رده سوم بهترین افتتاحیه های تاریخ سینما را به خود اختصاص داد، این هفته نیز با 8/100 میلیون دلار فروش دیگر سومین فیلم تاریخ سینما شد که در هفته دوم نمایش در سطح بین المللی نیز بیش از 100 میلیون دلار فروش داشته است. پیش از این "ماتریکس دوباره پرشده" سال 2003 در دومین هفته اکران 113 میلیون دلار فروخت و هفت هفته پیش نیز "دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا" به فروشی در حد 103 میلیون دلار دست پیدا کرد.

با شروع بسیار خوب فیلم "ترانسفورماتورها" در آمریکای لاتین و "آزاد زندگی کن یا سخت بمیر" در کره جنوبی، مجموع فروش سه فیلم پرفروش اول جدول حدود 155 میلیون دلار شد که بسیار بیشتر از موعد مشابه سال گذشته است که سه فیلم پرفروش هفته شامل "دزدان دریایی کارائیب: سینه مرد مرده"، "بازگشت سوپرمن" و "آن سوی پرچین" در کل 88 میلیون دلار فروختند. به لطف فیلم های پرفروش امسال مجموع فروش بین المللی فیلم ها تا اینجای کار 13 درصد بیشتر از سال پیش است.

"محفل ققنوس" با 6/18 میلیون دلار فروش در ژاپن در 951 سینما رکورد دومین "دزدان دریایی کارائیب" در این کشور را زد. با وجود توزیع "هری پاتر و قدیسان مرگ"، هفتمین و آخرین جلد از کتاب "هری پاتر" از روز شنبه، پنجمین فیلم "هری پاتر" در بریتانیا حدود 2/14 میلیون دلار فروخت. فروش این فیلم در آلمان و فرانسه نیز به ترتیب 9 و 6/8 میلیون دلار بود. "محفل ققنوس" در روسیه نیز شروعی خوب داشت و در نخستین هفته اکران هفت میلیون دلار فروخت. این فیلم از هفته آینده با رقیبی سخت به نام "فیلم سیمپسن ها" رو به رو می شود.

"ترانسفورماتورها" پارامونت نیز همچنان به عملکرد موفق خود در سطح بین المللی ادامه می دهد. این فیلم افسانه علمی با مضمون بیگانه هایی که خود را به شکل ماشین درآورده اند، در 4315 سینما در 42 کشور تقریبا 34 میلیون دلار فروش داشت که بیشترین میزان آن با 5/5 میلیون دلار در مکزیک بود. در حالی که فیلم تحسین شده مایکل بی هنوز در چهار بازار مطرح ژاپن، بریتانیا، آلمان و فرانسه اکران نشده، فروش بین المللی آن 192 و در سطح جهانی 455 میلیون دلار شده است.

"آزاد زندگی کن یا سخت بمیر" با بازی بروس ویلیس در 5500 سینما در 51 کشور تقریبا 23 میلیون دلار فروش داشت و مجموع فروش خود را به 155 میلیون دلار رساند. این فیلم هنوز در برزیل، ایتالیا و اسپانیا اکران نشده است. فروش بین المللی این فیلم که بیشتر به عنوان "جان سخت 4" شناخته می شود، تقریبا برابر با انتظارات استودیو فاکس بود، هر چند بسیار دور از ذهن است بتواند به مجموع فروش 260 میلیون دلاری "جان سخت انتقامجو"، فیلم قبلی این مجموعه برسد.

"شرک سوم"، دیگر فیلم تابستانی موفق پارامونت هنوز برای خانواده ها جذابیت دارد. فروش غول سبز این هفته در 54 کشور و در 4544 سینما حدود 6/10 میلیون دلار بود. مجموع فروش سومین شرک 4/381 میلیون دلار شده که فعلا 97 میلیون دلار کمتر از مجموع فروش خارجی "شرک 2" است.

موزیکال "اسپری مو" با بازی جان تراولتا همزمان با آمریکا در بریتانیا نیز اکران شد و در 350 سینما 1/4 میلیون دلار فروخت. "راتاتوی"، دیگر کارتون موفق تابستان امسال در 14 کشور و در 1972 سینما حدود 4/3 میلیون دلار فروش داشت تا مجموع فروش خارجی جدیدترین انیمیشن پیکسار حدود 2/37 میلیون دلار بشود. این فیلم از هفته آینده در ژاپن و کره جنوبی اکران می شود.

فیلم های "سیزده یار اوشن"، "دزدان دریایی کارائیب: در انتهای دنیا"، "چهار شگفت انگیز: ظهور موج سوار نقره ای" نیز در مجموع شش میلیون دلار دیگر به فروش کلی فیلم های هفته کمک کردند. فروش کلی "در انتهای دنیا" 4/639 میلیون دلار شده و احتمالا تا هفته بعد با شکستن رکورد 641 میلیون دلاری دومین "دزدان دریایی کارائیب" در سطح بین المللی، چهارمین فیلم پرفروش در بازار خارج از آمریکا لقب می گیرد.

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: مرد فیل نما (The Elephant Man)
 

   
392px-TheElephantManposter 

نام:

مرد فیل نما (The Elephant Man)

کارگردان:

دیوید لینچ (David Lynch )

تهیه کننده:

جاناتان سنگر (Jonathan Sanger)

فیلم نامه نویس:

کریستوفر دی وور (Christopher De Vore)

اریک برگرن (Eric Bergren)

دیوید لینچ  (David Lynch)

بازیگران:

آنتونی هاپکینز (Anthony Hopkins)

جان هارت (John Hurt)

آن بنک رافت (Anne Bancroft)

موسیقی:

جان موریس (John Morris)

فیلم بردار:

فردی فرانسیس (Freddie Francis)

ادیتور:

آن کوتس (Anne V. Coates)

شرکت پخش کننده:

پارامونت پیکچرز (Paramount Pictures)

تاریخ انتشار:

3 اکتبر 1980

زمان فیلم:

 124 دقیقه

بودجه فیلم:

5 میلیون دلار

فروش فیلم:

26 میلیون دلار در آمریکا


 درباره فیلم

"مرد فیل نما" ششمین ساخته "دیوید لینچ" کارگردان برجسته سینما میباشد. این فیلم از بهترین آثار سینمایی دنیا محسوب میشود و در مدت 124 دقیقه در سال 1980 ساخته شده است. "مرد فیل نما" کاندیدای 8 اسکار و برنده 8 جایزه معتبر است.


نمایی از داستان

"مرد فیل نما" به زندگی فردی به نام "جان مریک" میپردازد که به دلیل مشکلات فیزیکی ظاهری بسیار بد پیدا کرده است. سرگذشت این مرد بسیار دردناک و جالب توجه است و در فیلم با پرداختی منحصر به فرد به آن نگاه شده است.


 نقدی کوتاه

فارغ از تمامی وجوهات مختلف این فیلم من قصد دارم در ابتدا به این جمله در فیلم بپردازم که خود گویای هر چیز است. "من حیوان نیستم، من انسانم ، من یک مرد هستم،" "جان مریک" یک معلول است که مورد سوء استفاده فردی به نام "بایتس" قرار گرفته است. "بایتس" در ازای گرفتن پول از مردم "جان" را تخت عنوان "مرد فیل نما" در سیرک نمایش میدهد. او "جان" را آزار میدهد و کتک میزند. "جان" سالها این وضع را تحمل میکند و به نا امیدی از بهتر شدن اوضاع میرسد.

به گمان من این فیلم فریاد حقوق بشر است. این که چون فردی شبیه به دیگران نیست و معلولیتی دارد، دچار چنین فرجام دردناکی میشود. و "جان" با تمام وجود فریاد میزند که انسان است او از این رو که انسان است برای خود حق قائل میشود با این وجود که میداند ظاهری متفاوت دارد.

مقوله حقوق "جان" دستمایه اصلی فیلم است. در جایی "جان" میگوید که هر روز انجیل میخوانده و از خداوند طلب لطف میکرده است. آن مقوله حقوق بشر و این تفسیر از امید که در داستان زندگی "جان" وجود دارد، هر بیننده ای را به تفکر وادار میکند. و موجب میشود که او با "جان" همدردی کند. خصوصا اینکه مساله حقوق بشر و امید دو موضوع بسیار با اهمیت در دنیای امروز است که متاسفانه در حال از دست دادن هر دوی آنها در بعضی نقاط جهان، مخصوصا جهان سوم  هستیم.

 

برخی معتقد هستند که ماجرای این فیلم واقعی است! به هر حال واقعی یا غیر واقعی

با یک داستان پربار طرفیم. شخصیت ها سر جای خود قرار دارند و داستان با پختگی جالبی روایت میشود و به پایان میرسد. یک نکته جالب دیگر که در داستان است مساله "تریوس" است. "ترویس" وقتی "جان" را برای اولین بار میبیند چون یک پزشک است فورا تشخیص میدهد که او بیمار است و نیاز به درمان دارد. بعد از مدتی او برای ارضاء حس کنجکاوی به سراغ "جان" میرود و او را دستمایه مشهور شدن خود قرار میدهد. بعد از مدتی  او متوجه میشود که چه اشتباهی کرده و در جایی از فیلم میبینیم که "تریوس" دچار عذاب وجدان شده است. او در صدد جبران بر می آید اما "جان" قبلا توسط "بایتس" ربوده شده است. اینکه "جان" در جایی به زنش میگوید که احساس میکند با "بایتس" هیچ فرقی ندارد قابل توجه است.


 شرح ماجرا

در صحنه های ابتدایی فیلم یک فیل در آفریقا به زنی حامله حمله میکند.

 

دکتر "فردریک ترویس" در حال راه رفتن در سیرکی است او متوجه میشود در بخشی از سیرک عده ای دیوانه ها را نمایش میدهند و پول میگیرند. او وارد آنه بخش شده و به غرفه ای به نام "مرد فیل نما" برخورد میکند. در همان لحظه پلیس از راه میرسد و به صاحب غرفه میگوید که دیگر حق ندارد این هیولا یعنی "مرد فیل نما" را نمایش دهد.

 

"ترویس" کنجکاو میشود که "مرد فیل نما" را ملاقات کند. او با کنجکاوی محل را پیدا میکند و بدانجا میرود. بعد از پرداخت مبلغ قابل توجهی به غرفه دار موفق به دیدن "مرد فیل نما" میشود و متوجه میشود که این موجود یک انسان است که به دلیل حمله ای که به مادرش توسط یک فیل وحشی در آفریقا شده است، فرم بدنی اش کاملا بهم ریخته است. او داری سری ورم کرده است و بدنی تغییر شکل یافته. "ترویس" دلسوزی عمیقی نسبت به آن مرد بیچاره پیدا میکند و تصمیم میگیرد او را برای معاینه به مطبش ببرد.

 

"مرد فیل نما" به مطب "ترویس" میرود و او را ملاقات میکند. "ترویس" مطمئن میشود که این موجود یک انسان است. او را کاملا معاینه میکند و همچنین در میابد که نام این مرد"جان مریک" است. "ترویس" "جان" را به شورایی پزشکی میبرد و او را به همکاران پزشکش نشان میدهد.

 

"جان" دیر وقت به محل زندگیش میرود و "بایتس"، کسی که خود را مالک "جان"  میداند،او را کتک سختی میزند. پسر بچه ای که برای "بایتس" کار میکند، به سراغ "ترویس" میرود و او را خبر میکند. "ترویس" بعد از دیدن حال "جان" از "بایتس" میخواهد که او را به بیمارستان بیاورد. "جان" به بیمارستان آورده میشود و "ترویس" او را مخفیانه به اتاق قرنطینه میبرد.

 

رئیس بیمارستان از این ماجرا با خبر میشود و از "ترویس" توضیح میخواهد. در نهایت به "جان" اجازه داده میشود که تا مدتی در بیمارستان بماند، تا اینکه جای دیگری برای او پیدا کنند. همان شب سرایدار بیمارستان که مرد لا ابالی میباشد به سراغ "جان" میرود و مزاحم او میشود.

 

"جان" بسیار ساکت است و هیچ حرفی نیمزند به طوری که همه فکر میکنند گویی او عقل درستی ندارد. "ترویس" سعی میکند با او صحبت کند و به او حرف زدن یاد دهد تا از این طریق بتواند رئیس بیمارستان را متقاعد کند که "جان" را در آنجا نگه دارند. همزمان "بایتس" نیز به بیمارستان می آید و مدعی میشود که "جان" متعلق به اوست. "تریوس" "بایتس" را بیرون میکند. رئیس بیمارستان مایل میشود که با "جان" ملاقات کند. "ترویس" زود تر به سراغ "جان" میرود تا به او آداب معاشرت بیاموزد. 

 

 

ملاقات انجام میشود. "جان" در ابتدا نمیتواند درست حرف بزند اما بعدا با خواندن آیاتی از انجیل رئیس را تحت تاثیر قرار میدهد و او موافقت میکند که "جان" در بیمارستان بماند.

"ترویس"،"جان" را به خانه اش میبرد. همسر "ترویس" بسیار مهربان است و "جان" به شدت تحت تائیر محبتی قرار میگیرد که به او میشود. سرایدار نیز هرشب از مردم پول میگیرد و آنها را برای دیدن "جان" می آورد و "جان" را با این کار آزار میدهد. "جان" از "تریوس" می خواهد که او را درمان کند اما "ترویس" میگوید که درمان "جان" ممکن نیست.

 

یک بازیگر تئاتر به نام خانم "کندال" برای دیدن "جان" می آید. او که شرح حال "جان" را در روزنامه ها خوانده است بسیار مشتاق به دیدن "جان" است. او کتاب "رومئو و جولیت" را به "جان" میدهد و او را میبوسد و به او میگوید که او مرد "فیل نما" نیست و باید گذشته را فراموش کند. این عمل "کندال" به شدت روی "جان" تائیر میگذارد.

 

"جان" دوباره مشهور شده است اما اینبار نه به عنوان "مرد فیل نما" بلکه به عنوان "جان مریک". "ترویس" از این ماجرا خوشحال نیست و احساس بدی دارد. هر روزه عده ای از افراد مشهور نیز برای اینکه برای خود شهرت بیشتری دست و پا کنند به دیدن "جان" میروند. اما همچنان هیات مدیره بیمارستان از حضور "جان" راضی نیست. به همین منظور رئیس بیمارستان به سراغ ملکه انگلستان میرود و از او مجوز حضور "جان" را میگیرد و هیات مدیره نیز راضی میشود.

 

سرایدار به همراه عده ای اوباش برای تفریح به سراغ "جان" میروند آنها بدجوری او را اذیت میکنند و دست آخر به او یک آینه نشان میدهند. "جان" هرگز نمیدانسته است که چه قدر ظاهر زشتی دارد و در نتیجه به کلی کنترل خود را از دست میدهد و در همین حین "بایتس" نیز از راه میرسد و "جان" را با خود میبرد. "جان" دوباره در شرایط اولیه خود قرار میگیرد و به عنوان "مرد فیل نما" در سیرک نمایش داده میشود.

 

"بایتس" "جان" را زندانی میکند اما او به کمک دیگر افرادی که در سیرک کار میکنند.آزاد میشود و با طی مسیری طولانی خود را به "لندن" میرساند تا دوباره دوستانش و "ترویس" را پیدا کند. او بعد از پیاده شدن از قطار توسط مردم محاصره میشود و پلیس به سراغ او می آید. "جان" در این لحظه فریاد میکشد که من "حیوان نیستم، من فیل نیستم ، من یک انسان هستم" پلیس او را بازداشت میکند و به خانه اش یعنی "بیمارستان لندن" میبرد. 

 

"جان" به همراه "ترویس" برای دیدن تئاتر میرود و در آنجا بعد از اتمام نمایش به مردم معرفی میشود و همگی او را تشویق میکنند. رفتن به تئاتر زیبا ترین لحظه زندگی "جان" است. او یک آرزو نیز دارد و آن اینکه بتواند همانند مردم عادی روی تخت بخوابد زیرا "بایتس" به او سالها تلقین کرده بود که او به خاطر مسائل جسمی که دارد قادر به انجام این کار نیست. پلان پایانی خوابیدن "جان" روی تخت خواب است. او میخوابد و خواب مادرش را میبیند.

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: نام فیلم :برات (Borat)
 

 نام فیلم :برات (Borat)

کارگردان :لری چارلز(Larry Charles)

بازیگران :

ساشابارون کوهن(Sacha Baron Cohen)

کن داویتیان (Ken Davitian)

پاملا آندرسون(Pamela Anderson)

 لیو نل (Luenell)

محصول 2006/امریکا

 

 

سینمای آمریکا و هالیوود در ساختن فیلم ها و آثاری که چهره عقب مانده و مفلوکی از شرق ارائه نموده ،و در مقابل چهرهای متمدنانه و پیشرفته از جوامع غربی ،بویژه جامعه آمریکا سابقه دیرینه ای دارد ،که این مقوله نشات یافته از خودشیفتگی مفرط غربی ها به خویش و اعتماد به نفس کاذب و دروغین آنان است .

ضمن آنکه در لایه هایی از این فیلم ها میتوان القائات نژادپرستانه را نیز مشاهده کرد و عناد بی ریشه و کورکورانه آمریکایی ها با هرچه که غیر آمریکایی است ،مشاهده نمود .

سینمای آمریکا در تازه ترین اقدام خود در جهت تخریب مشرق زمین این بار به سراغ قزاقستانی ها رفته و با ارائه یک فیلم مستهجن و سخیف به تخریب چهره مردم این خطه از آسیای میانه پرداخته است .(خب البته یریزه نویسنده سخت گیری کرده) 

داستان فیلم برات درباره سفر یک مامور دولتی بنام برات به آمریکا جهت ارائه گزارشی از وضعیت این کشور برای اداره متبوعه اش است که فرد تنومند و درشت اندامی بنام "عظمت "نیز اورا در این سفر همراهی می کند .

از اسامی هردوی اینها پیداست که این دو نفر جزو مسلمانان سنی مذهب قزاقستان بشمار می آیند .

برات قبل از انکه راهی سفر آمریکا شود رو به دوربین به معرفی خود ،همسر ،مادر ،خواهر وهمسایگانش پرداخته و خواهرش را بعنوان کسی که در قزاقستان به لحاظ فاحشگی مقام چهارم را کسب کرده ،معرفی می کند .!

بعد از ورود به امریکا برات دست به حرکات سخیف و زشتی می زند که آمریکایی ها را به تعجب و شگفتی وا میدارد .بیهوده بامردم کوچه و خیابان اظهار آشنایی کرده و با آنها روبوسی می نماید .درکنار خیابان ادرار می نماید و دست و صورت خود را با آب داخل کاسه توالت فرنگی می شوید وبسیار اعمال شنیع دیگر...درمقابل دیدگان حیرت زده شهروندان آمریکایی انجام میدهد .

دغدغه و مشغولیت ذهنی دائمی او .... و مسائل جنسی است ،ازهمین رو وقتی از قزاقستان راهی ایالات متحده می شود در کنار وسایلش مقداری "اشک کولی "باخود می آورد که دچار ایدز نشود .! (خوب مگه عیبی داره اگه ایدز بگیره شما جواب میدی؟ )

وقتی از طرف یکی از شبکه های تلویزیونی برای مصاحبه دعوت می شود .بجای تعریف جوک برای طرف مقابلش قضیه ..... با مادرزنش را تعریف می کند و در اطاقش درهتل بهنگام تماشای تلویزیون عاشق یک هنرپیشه تلویزیونی بنام " پاملا "می شود و برای به چنگ آوردن او سفر دور و درازی را به کالیفرنیا آغاز می کند .

این در حالی است که تلگرافی از قزاقستان برایش می رسد که زنش در نبرد با خرس کشته شده ،از اینرو برات با خیال آسوده تری به قصد تصاحب "پاملا " می رود .

او در حالیکه دوستش عظمت اورا همراهی می کند .،دائما در تخیلات جنسی اش غور می کند و تا جائیکه سر عکس پاملا که بر روی یک مجله زنانه انداخته شده ،با عظمت دعوا و زد و خورد می کند (صحنه های درگیری این دو تن در حالیکه هردو کاملا برهنه هستند از سخیف ترین و تهوع آور ترین قسمت های فیلم است )خوب نویسنده گل فیلم رو که برای ما ایرانیا درست نکردن.

بعد عظمت پولها و اموال او را ربوده و متواری می شود .برات به عشق پاملا همچنان به مسیر ادامه میدهد تا اینکه بلاخره به او میرسد و درجایی که ملاقات کنندگان در صف به دیدار پاملا می روند او نیز در صف قرار گرفته و وقتی به پاملا می رسد از او تقاضای ازدواج می نماید !و وقتی هم  با جواب منفی پاملا روبرو می شود ،به او حمله ور شده ،سعی می کند با قرار دادن او در داخل گونی رنگینی وی را برباید .

در نهایت برات به قزاقستان بر می گردد در حالیکه فاحشه سیاه پوست ارزان قیمتی را به همسری گرفته و بعنوان سوغات !به موطن خویش می آورد .

فیلم برات گذشته از صحنه های سخیف و زننده از دیالوگ های بسیار رکیک و زشتی استفاده برده که همه این دیالوگ ها هم اشارات مستقیم و توام با جزئیات به روابط جنسی و مسائل سکسی دارند و این حجم از دیالوگ های زننده که حتی بر زبان فرومایه ترین آدمها نیز جاری نمی شوند ،در کمتر فیلمی سابقه داشته است . (خوب از ساشا بارون کوهن چه توقعی دارین)

فیلم حاشیه های زیادی دارد و یکی از این حاشیه هایش این است که از یهودیان آدمهایی صادق و مهربان و مهمان نواز ارائه داده و اینگونه وانمود می کنند که مسلمانان دچار واهمه کاذب داشته و بیهوده یهودستیزی می نمایند .

همچنین آنها را آدمهایی توصیف می کند که تمام مشغولیات ذهنی شان را مسائل جنسی فراگرفته و جز شهوت و کامیابی به چیز دیگری نمی اندیشند .

که البته با توجه به اینکه بیشترین کانال های ماهواره ای سکسی  در غرب قرار داشته و بیشترین  مجلات پورنو در غرب بویژه در آمریکا منتشر می شود .واضح است که غربی ها در این مورد خاص فرافکنی و شکسته نفسی نموده اند !.

آنچه در پایان باید گفت اشاره به این نکته است که دولت قزاقستان چرا واکنش مهمی در قبال این فیلم سراسر توهین به ملت قزاقستان نشان نداده و صرفا وزارت خارجه آن کشور به انتشار بیانیه اعتراض آمیزی اکتفا نموده است . و تعجب اینجاست که چرا هالیوودی ها این بار به سراغ قزاقستانی ها رفته اند که از آرام ترین و بی آزار ترین مردم آسیای میانه بوده و تاکنون تنش و اختلافی با غرب و آمریکا نداشته اند .(با عرض معذرت دولت قزاقستان خودش رو کشت تا فیلم را تحریم کند خوب کمی هم موفق بود) 

این نکته نشانگر این واقعیت است که هالیوود آنچنان به مرز انحطاط نزدیک شده که به همه چیز و همه جا نگاهی ستیزه گرایانه و غرض آلود دارد.(کاریش نمیشه کرد)

توجه: مطالب قرمز رنگ در این وبلاگ اضافه گردیده است.

در پایان باید بگویم که قصد نقض صحبت های دوستمان را ندارم ولی دوستمون هم کمی سخت گیری کردند..

منبع: فرهنگ و هنر

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: هری پاتر زندانی، سقوط هواپیما، استقبال از بکام و .../تصاویر منتخب هفته.
 

"هری پاتر زندانی". نیویورک، آمریکا. ناشر کتاب‌های هری پاتر یک کپی از هفتمین و آخرین جلد این مجموعه را در دست دارد که از امروز به بازار آمد. تیموتی ای. کلری ـ خبرگزاری فرانسه / گتی ایمیجز

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: "جی کی رولینگ" علیه "هری پاتر"و"محفل ققنوس"...!
 

"هری پاتر و محفل ققنوس" در دومین هفته اکران نه تنها با دو فیلم کمدی "اکنون شما را چاک و لری اعلام می‌کنم" با بازی آدام سندلر و "اسپری مو" با حضور جان تراولتا، بلکه با یک کتاب نیز رقابت می‌کند.
 هالیوود ریپورتر اعلام کرد پنجمین فیلم پسر جادوگر از 11 ژوئیه به نمایش عمومی درآمد و در هفت روز اول اکران 3/159 میلیون دلار فروش داشت، اما "محفل ققنوس" این هفته نه تنها ناچار به رقابت با دو فیلم تازه اکران شده است، بلکه هفتمین کتاب مجموعه "هری پاتر" را هم به عنوان رقیب خود می بیند که "هری پاتر و قدیسان مرگ" نام دارد.



پوستر فیلم "اکنون شما را چاک و لری اعلام می‌کنم"

در حالی که قرار است این کتاب از ساعت یک دقیقه بامداد شنبه به وقت محلی به بازار عرضه شود، انتظار می رود طرفداران سرسخت پاتر به جای رفتن به سینما و دیدن "محفل ققنوس" تمام هفته را به مطالعه آخرین کتاب مجموعه بگذرانند. ضمن اینکه غالب آنها تا الان دیگر این فیلم را دیده اند. فیلم درجه PG-13 "محفل ققنوس" که هفته پیش در فاصله جمعه تا یکشنبه حدود 1/77 میلیون دلار فروخت، این هفته با از دست دادن 50 تا 55 درصد تماشاگران خود بین 33 تا 38 میلیون دلار می‌فروشد.

به این ترتیب به نظر می رسد "اکنون شما را چاک و لری اعلام می‌کنم" یونیورسال پیکچرز که از امروز در 3495 سینما در آمریکای شمالی اکران شده بتواند رده نخست جدول را از آن خود کند. در این کمدی PG-13 آدام سندلر و کوین جیمز نقش دو مامور آتش نشانی در نیویورک را بازی می کنند. دنیس دوگان که سندلر را در دو فیلم "گیلمور شاد" و "بابای بزرگ" کارگردانی کرد، این فیلم را ساخته است.

در یک دهه اخیر فیلم های کمدی سندلر عموما در گیشه موفق بوده اند. (فیلم های درام او مانند "بر من حکمرانی کن" و "اسپنگلیش" حکایت دیگری هستند.) از فیلم 1998 "سقا" تا "کلیک" در تابستان گذشته، کمدی های سندلر همیشه با مبلغی بین 30 تا 40 میلیون دلار افتتاح شده اند. در میان کمدی های قبلی او "طولانی ترین یارد" در سال 2005 با 6/47 میلیون دلار بهترین افتتاحیه را داشت. با این توصیف به نظر می رسد فروش افتتاحیه فیلم جدید او حدود 40 میلیون دلار باشد که با این میزان فروش می تواند "محفل ققنوس" را کنار بزند و پرفروشترین فیلم هفته شود.

از طرف دیگر تماشاگران زن احتمالا موزیکال "اسپری مو" نیولاین سینما را ترجیح می دهند که داستان آن در سال های 1960 روی می دهد. این فیلم بر مبنای فیلم 1988 جان واترز ساخته شده که سال 2002 دستمایه یک نمایش موزیکال در برادوی با موسیقی مارک شیمن و اسکات ویتمن شد.

فیلم جدید با حضور گروهی از سرشناسترین چهره های هالیوود ساخته شده؛ جان تراولتا نقش ادنا ترنبلاد را بازی می کند و کوئین لطیفه و میشل فایفر نیز در فیلم بازی کرده اند. زاک افرون و نیکی بلانسکی، بازیگر تازه کار دیگر هنرپیشه های "اسپری مو" هستند که آدام شنکمن آن را کارگردانی کرده است. به نظر می رسد این فیلم که در 3121 سینما به نمایش درآمده حدود 20 میلیون دلار فروش داشته باشد.

  • پیش بینی کنید کتاب بیشتر می فروشد یا فیلم؟کدام یک؟

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: تام کروز در نقش"ولکری" مخالف هیتلر و عکس مقایسه ای این 2 ...کلیک کنید.
 

فیلمبرداری فیلم جدید تام کروز آغاز شد
فیلمبرداری پروژه جنجالی "ولکری" با بازی تام کروز در نقش معروفترین قهرمان ضدهیتلر آلمان از روز گذشته در جنگلی خارج از برلین آغاز شد.
به گزارش خبرنگار مهر، اسوشیتدپرس اعلام کرد دولت آلمان به دست اندرکاران فیلم گفته جز مرکز فرماندهی سرهنگ اسبق آلمانی، در هر نقطه دیگر این کشور که بخواهند می توانند فیلمبرداری کنند.



تام کروز در صحنه‌ای از فیلم "ولکری"

این مکان که بندلر بلاک نام دارد جایی است که 63 سال پیش سرهنگ کلاوس شنک گراف فن اشتوفنبرگ اعدام شد. تورستن آلبیگ، سخنگوی دولت آلمان، با اشاره به "حرمت بندلر بلاک" اعلام کرد این بنای یادبود به روی دست اندرکاران فیلم "ولکری" بسته خواهد ماند. کروز در این فیلم که برایان سینگر آن را کارگردانی می کند، در نقش اشتوفنبرگ ظاهر می شود.

فیلمبرداری این پروژه در یک جنگل کاج در نزدیکی دهکده کلاین کوریس در 43 مایلی جنوب برلین در حالی آغاز شد که اطراف مکان فیلمبرداری را با نوار لاستیکی زرد و سیاه بسته بودند. استودیو آلمانی بابلزبرگ که در تهیه این پروژه مشارکت دارد، حضور تام کروز سر صحنه فیلمبرداری را تائید کرد.

خودداری دولت آلمان از صدور مجوز فیلمبرداری در جایی که اشتوفنبرگ کار می کرد و همانجا تیرباران شد، بحث هایی را در پی داست که شاید عضویت بازیگر 45 ساله در کلیسای ساینتولوژی در این تصمیم گیری موثر یوده است. کروز یکی از چهره های شاخص ساینتولوژی است که دولت آلمان آن را بیشتر به عنوان فرقه ای سودجو می‌شناسد و گروهی از منتقدان نیر معتقدند عضو چنین فرقه ای نباید نقش یکی از معدود قهرمانان آلمانی عصر نازی را بازی کند.

آلبیگ روز گذشته گفت تصمیم دولت آلمان مبنی بر ممنوعیت فیلمبرداری در بندلر بلاک که اکنون بنای یادبود مبارزان نهضت مقاومت در برابر رایش سوم است، ربطی به اعتقادات مذهبی کروز ندارد. او افزود: "ما صدور مجوز فیلمبرداری در باقی مکان ها را تضمین می کنیم، اما نه در بندلر بلاک، برای اینکه حرمت این مکان نباید خدشه دار شود و اعتقادات مذهبی بازیگر ربطی به این قضیه ندارد."

اشتوفنبرگ و همراهان او پس از پس از آنکه نقشه آنها برای ترور هیتلر در 20 ژوئیه 1944 در جایی که آن زمان بخشی از پروس شرقی بود، با شکست مواجه شد دستگیر و به جوخه اعدام سپرده شدند. سینگر، کارگردان فیلم های "مظنونین همیشگی" و "افراد ایکس" روز گذشته در بیانیه ای اعلام کرد: "اصلا نمی توانم تصور کنم این فیلم جایی جز آلمان فیلمبرداری شود و از اینکه توانسته ایم کروز را برای بازی در نقش سرهنگ اشتوفنبرگ در اختیار داشته باشیم، واقعا خوشحالم." این فیلم را بابلزبرگ با همکاری یونایند آرتیستس اینترتینمنت تهیه می کند

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات