تبليغاتX
لاهيج فيلم
 
       
 انتخاب براي Homepage اضافه کردن به Favorites
 
 
 
منوي اصلي
صفحه اصلي تماس با ما
آمار سايت آرشيو مطالب
Rss مرکز دانلود رایگان
 
اضافه کردن به علاقه مندي ها
موضوعات
آرشيو مطالب
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته دوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته دوم خرداد 1386
هفته چهارم اردیبهشت 1386
هفته اوّل اردیبهشت 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته دوم اسفند 1385
هفته چهارم دی 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
هفته اوّل دی 1385
سايت هاي همکار

بزرگترین مرکز دانلود رایگان
اینده من
گيلانيان
پاورلیفتر
ورگ
لاهیجان
یک ذهن زیبا

لينکستان

تمام لينکها
آمار سايت
نويسندگان :

آمار بازديد :

تعداد بازديدها :


لوگوی دوستان
Clickkon.com | بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران
 
بزرگترین مرکز دانلود رایگان در ایران
 

: بازسازی "یوما" پرفروشترین فیلم آمریکا شد
 

وسترن "قطار سه و 10 دقیقه به یوما" که بازسازی فیلمی به همین نام است، به لطف حضور ستارگانی نظیر راسل کرو و کریستین بیل در صدر جدول فروش آمریکا قرار گرفت.
به گزارش خبرنگار مهر، هالیوود ریپورتر اعلام کرد این فیلم که بازسازی یک وسترن سال 1957 به کارگردانی دلمر دیوز با بازی وان هفلین و گلن فورد است، در سه روز نخست اکران 1/14 میلیون دلار فروخت.



راسل کرو و کریستین بیل در صحنه‌ای از فیلم "قطار و سه دقیقه به یوما" 

این فیلم به کارگردانی جیمز منگلد با هزینه ای حدود 55 میلیون دلار ساخته شده و درباره مزرعه داری به نام دان اوانز (بیل) است که می پذیرد در قبال دریافت مقداری پول، بن وید، یک یاغی بدنام (کرو) دستگیرشده را به شهری منتقل کند که قرار است از آنجا او را با قطار سه و 10 دقیقه به زندان یوما در آریزونا بفرستند. فیلم درجه R "قطار سه و ده دقیقه به یوما" در 2652 سینما در حال اکران است. "یوما" نخستین فیلم منگلد پس از فیلم زندگینامه ای Walk the Line درباره جانی کش است.

در میان فیلم های وسترن درجه R، "نابخشوده" کلینت ایستوود با 15 میلیون دلار فروش در سه روز اول اکران در سال 1992 رکورد افتتاحیه را در اختیار دارد. این فیلم در نهایت در خود آمریکا 102 میلیون دلار فروش داشت. سال 2003 وسترن "دشت باز" کوین کاستنر نیز با 14 میلیون دلار افتتاح شد.

فیلم ترسناک "هالووین" و پرفروشترین فیلم هفته گذشته، در دومین هفته اکران با از دست دادن 62 درصد تماشاگران به فروشی در حد 10 میلیون دلار دست پبدا کرد و مجموع فروش خود در 10 روز را به 2/44 میلیون دلار رساند. فیلم اکشن کارتون وار "به آنها شلیک کن" با بازی کلایو اوون در نقش یک آدمکش حرفه ای، دیگر فیلم تازه به نمایش درآمده این هفته بود که با فروش ناامیدکننده 4/5 میلیون دلار در رده ششم قرار گرفت. این فیلم را مایکل دیویس نوشته و کارگردانی کرده است.

در مجموع 12 فیلم پرفروش این هفته حدود 1/66 میلیون دلار فروختند که کمتر از 1/91 میلیون دلار مجموع فروش فیلم ها در هفته گذشته، اما بیشتر از 54 میلیون دلار فروش 12 فیلم برتر موعد مشابه در سال گذشته است. کمدی تین ایجری "سوپربد" این هفته هشت میلیون دلار فروخت و فیلم سوم هفته شد و کمدی ورزشی "توپ های خشم" و تریلر جاسوسی "اولتیماتوم بورن" نیز به ترتیب با 7/5 و 4/5 میلیون دلار در رده های چهارم و پنجم قرار گرفتند.

"سوپربد" در سه هفته 7/103 میلیون دلار فروخت و "توپ های خشم" نیز در دو هفته به فروشی 3/24 میلیون دلاری دست یافت. ضمن اینکه "اولتیماتوم بورن" در شش هفته 210 میلیون دلار فروخته است. "ساعت شلوغی"، "تعطیلات مستر بین"، "خاطرات پرستار بچه" و اسپری مو" در رده های هفتم تا دهم جدول ایستادند. در حوزه نمایش های محدود، مستند "در سایه ماه" دیوید سینگلتن درباره خاطرات اعضا بازمانده ماموریت‌های فضاپیمای آپولو با 41 هزار دلار در چهار سینما حضوری موفق داشت.

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: "هري پاتر5" در ليست 10 فيلم پرفروش تاريخ سينما جهان
 

با اعلام فروش 906 ميليون دلاري، قسمت پنجم از سري آثار " هري پاتر" (فرمان ققنوس) توسط موسسه‌ي ايماكس" و " برادران وارنر" اين فيلم در ليست 10 فيلم پر فروش تاريخ سينما جاي گرفت.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، "هري پاتر 5 " طي 7 هفته اكران گسترده جهاني، جايگاه هشتم اين ليست را از آن خود كرده و فيلم ديگر "هري پاتر و قطره آتش" به رتبه‌ي نهم رسيد.

"هري پاتر و فرمان ققنوس" كه توسط" ديويد ياتس" كارگرداني شده از 11 ژوئيه (20 تيرماه) براي رده سني بالاي 13 سال نمايش بين المللي خود را آغاز كرد.

فيلم نامه اين اثر توسط " مايكل گولدنبرگ" به نگارش درآمده و توسط " ديويدهي من" و " ديويد بارون" به تهيه و توليد رسيده است.

در قسمت پنجم هري پاتر، هري در كلاس پنجم مدرسه جادوگري مشغول به تحصيل است، اما در مي‌بايد كه اعضاي اين مدرسه تمايل دارند، بازگشت " والدرمورت" را ناديده بگيرند همه چيز را انكار كنند.

بنا به اعلام آسوشتيد پرس 10 فيلم پر فروش تاريخ سينماي جهان به شرح زير مي‌باشند.

1- تايتانيك (1997) فروش يك ميليارد و 800 ميليون دلار

2- ارباب حلقه‌ها ، بازگشت پادشاه (2003) يك ميليارد و يكصد ميليون دلار

3- دزدان دريايي كارائيب (2006) يك ميليارد دلار

4- هري پاتر و سنگ‌هاي جادوگر(2001) 976 ميليون دلار

5- ارباب حلقه‌ها دو برج (2002) با فروش 926 ميليون دلار

6- جنگ ستاره‌ها (1999) فروش 924 ميليون دلار

7- شرك 2(2004) 920 ميلين دلار

8- پارك ژوراسيك (1993) 914 ميليون دلار

9- هر پاتر و فرمان ققنوس (5) با فروش 906 ميليون دلار

10- هري پاتر و قطره آتش (2005) فروش 892 ميليون دلار

گفتني است: پيش تر فيلم "هري پاتر و اتاق اسرار" (2002) با فروش 876 ميليون دلار آخرين فيلم اين ليست ده گانه بود.

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: بولوار مولهلند (Mulholland Drive) -بررسی کامل فیلم+سوالات متداول
 

بولوار مولهلند (Mulholland Drive)
Mulholland_drive-Large 

ماجرای این فیلم بسیار گنگ و معمایی است ، به خصوص برای کسانی که به زبان انگیسی مسلط نیستند با اینکه فیلم را با زیرنویس فارسی مشاهده می کنند و یا حتی بعضا مواردی بوده است کسانی که انگلیسی زبان مادری آنهاست برداشت کاملی از موضوع فیلم ، شخصیت ها و عناصر موجود در فیلم و همچنین منظور کلی کارگردان عاجز هستند ، شخصا حداقل ده بار این فیلم را مشاهده نمودم تا داستان آنرا در حد معقول و نه کامل، متوجه شدم و شاید به سخن اصلی کارگردان رسیده باشم.

لذا ترجیح دادم تا نقد و بررسی و حتی داستان فیلم را برای شما تشریح نمایم ، اما توصیه می کنم  ابتدا  فیلم را مشاهده نموده، سپس این متن را مطالعه و مجددا فیلم را بازبینی  نمایید.


 نقد و بررسی کلی

فیلم "بولوار مولهلند" آخرین اثر کارگردان مشهور "دیوید لینچ" است که به قول منتقدین و طرفداران وی بهترین کار او تلقی می شود ، لینچ جایزه بهترین کارگردان را برای این فیلم در جشنواره فیلم کن را به صورت مشارکتی دریافت کرد ، در جشنوارهأ آکادمی سال 2001 نامزد جایزه اسکار برای بهترین کارگردان بود ، در جشنواره منتقدین لس آنجلس جایزه بهترین کارگردان و بهترین فیلم را برد و همچنین بسیاری از جشنواره های معتبر دیگر نامزد یا برنده بود.

فیلم برگرفته از افکار سورئالیسم ، به پردازش سرکوب عذاب وجدان در بشر می پردازد و کما اینکه در طرف دیگر از داستان فساد موجود در هالیوود نیز نشانه می رود و وضع بازیگر و کارگردان و کلا هنرمندان در ستیز با سرمایه داران و صاحبان کمپانی های بزرگ و بی عدالتی موجود را نیز نمایان می کند.

ظاهر ماجرای فیلم پلیسی و جنایی است و با صحنه های پر اضطراب و حتی ترسناک آمیخته شده است و با اینکه لینچ همانند گذشته سبک اسرارآمیز خود را حفظ نموده و با وجود اینکه کلیشهأ فیلم سازی لینچ که در همهأ فیلم هایش از دههأ هفتاد تاکنون در این فیلم موجود است اما همچنان نوآوری بارزی در فیلم می باشد و تکنیک های جالب و نوین داستانی ، تصویری و صوتی به وفور در آن مشاهده می شود.

برای مثال کلیشهأ تکراری موجود در سینما اینست که شخصیت داستان به خواب می رود و تا قبل از بیداری قهرمان داستان ، بیننده گمراه شده است ، اما پس از بیداری شخص بیننده آگاه می شود ، که البته در این فیلم هر سه عنصر "قبل از خواب" ، "خواب" و "بعد از بیداری از خواب" موجود است اما لینچ به نوعی عنصر "قبل از خواب" را در قسمت "پس از بیدار شدن از خواب" بیان کرده است و قسمت قبل از آن نیز به صورت خلاصه و در دو سکانس کوتاه در ابتدای فیلم و کاملا مبهم عرضه می شود.

نکته ای که در این فیلم موجود است ، برای بیننده های مبتدی و متوسط بسیار بی معنی است و صحنه های داستان کسل کننده است اما به جرات می گویم که صحنه و سکانسی نیست که معنی نداشته باشد. و به قول کارگردان معروف "استیون سادربرگ": "اگر صحنه ای را متوجه نشدید ، ایراد از شماست و نه از ما ، فیلم را آنقدر ببینید تا متوجه شوید".


اصل داستان چیست؟!

"دایان سلوین" شخصیت اصلی داستان است که در شهر "دیپ ریور" در ایالت "اونتاریو" در کانادا بدنیا آمده است ، وی در یک  مسابقه رقص برندهأ جایزه ای می شود که به تشویق داوران و اطرافیان به سمت سینما و بازیگری کشیده می شود و به شهر لس آنجلس که عمّه وی نیز آنجاست می رود ، عمّهأ او بعد از مهاجرت وی فوت می کند و برای او نیز مبلغی به ارث می گذارد ، او برای گرفتن نقش اصلی در فیلم "داستان سیلویا نورت" تلاش بسیاری می کند اما ناکام است که با "کامیلا" آشنا می شود ، کامیلا برای دایان در فیلم هایش نقش های کوتاهی دست و پا می کند.

دایان عاشق کامیلا می شود و زمانی که متوجه می شود که کامیلا به کس دیگری علاقه دارد با او قهر می کند ، کامیلا سعی به آشتی با دایان می کند و یک شب او را به مهمانی دعوت می کند ، اما در این مهمانی دایان متوجه می شود که کامیلا قصد ازدواج با یک کارگردان را دارد و کل مهمانی برای او ناراحت کننده و غم انگیز می شود و تصمیم به کشتن کامیلا می گیرد پس یک قاتل حرفه ای را برای اینکار استخدام می کند و کامیلا را به قتل می رساند.

دایان که دچار عذاب وجدان از کردهأ خود شده از حالت روانی خود خارج می شود و از ترس چند روزمتمادی در خانهأ خود گوشه نشین می گردد و در این تنهایی ، از فکر و یادآوری کرده اش خودکشی می کند.


 

داستان در قالب فیلم

در این قسمت سعی می کنم برداشت های شخصی خود از داستان فیلم را توضیح دهم ، لطفاً با من در مورد اشکالات احتمالی با من مکاتبه نمایید. در آینده نیز متن کامل شده و اصلاح شده را نیز در وب سایت خود (www.zirnevis.com) قرار می دهم.

قسمت اوّل: فیلم با نمایش رقص گروهی شروع می شود که شاید رویا یا خاطرات "دایان" از برنده شدن جایزه رقص در کانادا است. سپس دوربین نمایان شخصی است که در تختی می خوابد و به خواب می رود که این خود دایان است که می خوابد و قسمت اوّل ساختار یعنی ماجرای "قبل از خواب" تمام می شود هر چند بعد از بیداری وی از خواب ، فیلم به زمان قبل از خواب رجوع می کند و اطلاعات بیننده از سابقهأ دایان بیشتر می شود.

قسمت دوم: قبل از شروع به توضیح قسمت دوم نکته ای که در مورد خواب وجود دارد اینست که عمدهأ عناصر خواب از روزهای آخر عمرش گرفته شده است و تمام اسامی در خواب متفاوت با واقعیت است و هر کسی در شغل و مکانی دیگر با نام و داستانی متفاوت ظاهر می شود و خود دایان نیز نام مستعار "بتی" را برای خود پیدا می کند که این اسم را از پیشخدمت رستوارن "وینکیز" موقع استخدام آدمکش می گیرد.

1. خواب دایان از آنجا شروع می شود که کامیلا با نام جدید "ریتا" در خواب وی در ماشین لیمو در حال رفتن به بولوار مولهلند است که در راه به جانش سوء قصد می شود ولی در این حین ماشینی با لیمو تصادف می کند ، همانند شبی که خود دایان در بیداری به دیدار کامیلا می رود و در میان راه با دیدار کامیلا سور پریز می شود. ریتا (کامیلا) نیز به نوعی متقارن با اصل ماجرا  سور پریز می شود اما جان سالم بدر می برد هرچند که دچار فراموشی حافظه می شود و لنگان لنگان از محل تصادف دور می شود و به خانه عمّهأ "بتی" (نام مستعار "دایان") می رود و شب را در باغچهأ جلوی درب می خوابد ، صبح بعد عمّه بتی (دایان) را می بینیم که با تاکسی به مسافرت می رود ، رانندهأ تاکسی چمدانی بزرگ و دراز و سنگینی را به صندوق عقب ماشین می گذارد که کنایه از مرگ عمّه دایان است و آن چمدان تابوت عمّهأ او و تاکسی ماشین کفن و دفن است و از آنجایی که بعدا متوجه می شویم که عمّه برای فیلمسازی به کانادا رفته است و ضرب المثلی در آمریکا هست که "فیلم ساختن در کانادا" کنایه از مرگ است.

2. صحنه بعدی شخصی بهت زده به نام "دنی" را نشان می دهد که با روان شناسش در حال گفتگو در رستوارنی به اسم "وینکیز" است. "دنی" خوابش را به روانشناس می گوید و با هم به  پشت رستوران می روند ، زمانی که دنی چهره ای مخوف را برای زمان بسیار کوتاهی در پشت ساختمان می بیند از شدت ترس و وحشت جان می سپارد. شخصی که بهت زده و هراسان است خود دایان است و دنی را روز استخدام یک آدمکش در همان رستوران می بیند و آن چهرهأ مخوف و ترسناک پشت ساختمان در خواب دنی که در صحنه ای نیز جعبهأ آبی را در دست دارد همان آدمکش است که شخصیتی شیطانی دارد و چهرهأ وحشتناک اش دنی را از ترس می کشد و همچنین این وحشت بطور غیر مستقیم دایان را می کشد. از آنجا که دایان خود را در دنی می بیند و خوابی در خوابش است ، و دنی نیز می گوید که خواب را دو بار دیده است و همچنین زمانی که دایان از خواب بیدار می شود او نیز دو بار در دو حالت متفاوت یعنی یکی با بدنی مرده و گندیده و دیگری با بدنی زنده و سالم دیده می شود، یعنی دایان این خواب را را دو بار دیده است و آن جعبه آبی نیز محلی است که آن آدمکش برای استقرار پول به دایان گفته است.

3. بتی (دایان) از کانادا به لس آنجلس میاید ، دو نفر سالمند همراه او هستند که این دو در اصل داوران مسابقه رقص هستند که او را تشویق به بازیگری کرده اند و در خواب دایان بعنوان همسفر وی هستند که تنها تا فرودگاه بتی را همراهی کرده اند. در صحنه ای این دو داور زن و مرد با خنده ای مکّارانه بنظر راضی از اقدام شان هستند. این دو نفر که دوباره در انتهای داستان و در خانهأ دایان  ظاهر می شوند و منجر به خودکشی او نیز می شوند و این کنایه از طلسمی است که دایان در تصور خود دارد و فکر می کند که سرنوشت بدش منشایی جز این دو نفر ندارد (بعضا بینندگان به اشتباه تصور می کنند این دو پدر و مادر بتی یا دایان هستند ، اما در صحنهأ بسیار کوتاهی در ابتدای فیلم ، دایان را بروی صحنه می بینیم که همین زوج سالمند در موقع تشویق جمعیت کنار او می روند که خود دلیل مستندی بر مربی بودن آنها دارد).

4. زمانی که بتی به خانه عمه اش می رسد از زیبایی آن هیجان زده است و مدیر ساختمان "کوکو"  با بتی برخورد گرمی دارد و از سگ یکی از ساکنین بخاطر مدفوعش در باغچه عصبانی است و فریاد می زند: "سگت رو جای صبحانه می خورم" چرا که در برخوردی که دایان در بیداری با کوکو داشت ، کوکو بسیار گرسنه بود.

"کوکو" از اقامت ریتا در خانهأ با شکوه عمه روس راضی نیست و برای همین هم یکبار بتی را بازخواست می کند و به او می گوید که از شر مشکلش خلاص شود ، "کوکو" تصور می کند که "بتی" بازیگر جوان با استعدادی است.

"کوکو" که در دنیای واقعی هم اسمش "کوکو" است ، در بیداری مادر "آدام کشر" و در حقیقت مادر شوهر آیندهأ کامیلا است و در شب مهمانی بسیار مشهود بود که از کامیلا چندان خوشش نمی آید و برای همین هم بود که در خواب نیز از کامیلا (ریتا) ناراضی و عصبانی است و نمی خواهد او در محدوده زندگی اش باشد.

5. در صحنه بعدی بتی با ریتا که حافظه اش را فراموش کرده آشنا می شود ، ریتا که نام اصلی اش را فراموش کرده و تنها نام "دایان سلوین" را بخاطر میاورد بعلاوه اینکه شب قبل ، پیش از تصادف به مقصد بولوار موهلند در حرکت بوده است. و در حمام عمه روس نام ریتا را از  پوستر فیلم "جیلدا" که بروی دیوار است الهام می گیرد. ریتا در کیف خودش کلید آبی بزرگ و فانتزی بعلاوه مقدار چشم گیری پول نقد دارد که این کلید و پول در واقع گرفته شده از دیدار دایان با آدمکش است که پول درون کیفش را به آدمکش نشان می دهد و کلید آبی را از او تحویل می گیرد کما اینکه ما نمیدانیم این کلید کجا را باز می کند.

ریتا در واقع تحت تعقیب توسط گروهی است که قصد جانش را دارند و در واقع درمانده از راه کاری برای خودش است کما اینکه حافظه اش را از دست داده است ، اما این دو یعنی ریتا و بتی سعی به کشف هویت اون دارند و بتی به نوعی به او پناه می دهد و زندگی ریتا در خطر است.

این صحنه اوج نمایش احساسات و خواسته های دایان در بیداری است که در خواب خود آنها را می بیند که نشان می دهد دایان دوست دارد که کامیلا به او وابسته باشد و از او مراقبت کند. گرفتن نام ریتا از پوستر فیلم جیلدا چندان هم بی مفهموم نبوده است ، در فیلم جیلدا با بازیگری ریتا هیوورد  ، جیلدا شخصیت زنی است که بین دو نفر عاشق در حال رقابت قرار گرفته است و عاشق های جیلدا سعی به تصاحب آن دارند ، همانند کامیلا و کارگردان.

6. (پیش توضیح: کارگردان اصلی فیلم "داستان سیلویا نورت" در اصل در فیلم ظاهر نمی شود و دایان آدام کشر را در خوابش جایگزین می کند.) کارگردان فیلم "داستان سیلویا نورت" یعنی "آدام کشر" (باب بروکر) با مدیر فیلمش و مسئولین کمپانی سازنده فیلم در حال بحث است که دو نفر وارد اتاق می شوند ، آنان تاکید به انتخاب دختری به نام "کامیلا رودز" در نقش اصلی فیلم "داستان سیلویا نورت" دارند.

در این صحنه که دایان در خواب می بیند ، کارگردان مجبور به انتخاب اجباری بازیگری می شود که نمی خواهد و دست پشت پرده ای بعنوان سرمایه گذار اصلی فیلم این مسئله را اجبار می کند و این در حقیقت تصور دایان است که کارگردان انتخاب نداشته است و بلکه انتخاب بازیگر از قبل تصمیم گیری شده است.

شخصیت یکی از دو برادر را دایان در مهمانی آن شب گرفت. زمانی که دایان اسپرسو می نوشید ، مردی عبوس را دید که به او خیره شده بود و از آنجایی که در دایان در آن لحظه بسیار غمگین بود ، قهوه در دهانش بسیار بد مزه جلوه می کرد و به همین دلیل مرد عبوس را در خوابش متنفّر از هر گونه قهوه ای تجسم می کند.

اما برادر دیگر کاستیگلیانی کیست؟ شخص عبوس دوم در مهمانی آن شب نبود و در هیچ جای دیگر فیلم دیده نمی شود. او در اصل خود دایان است که زمان استخدام قاتل عکس کامیلا را نشان می دهد و در برخورد با آدمکش بسیار عصبانی و کم حوصله است ، دایان به عنوان یکی از برادران کاستیگلیانی کارگردان را بخاطر تنفرش از قبل اخراج می کند و به او می گوید: "این فیلم دیگه مال تو نیست."

زمانی که برادارن "کاستیگلیانی" عکس را نشان می دهند می گویند: "این همون دخترست!" که این دقیقا جملهأ دایان در بیداری به آدم کش است.

7. آدام کشر به خانهأ خود می رود و زنش را همبستر با نظافت چی استخر می بیند ، بعد از جدالی مسخره به هتل می رود و هتل دار به او می گوید که کارت اعتباریش مسدود است سپس به دیدن کابوی می رود ، کابوی می گوید: "اگر خوب عمل کنی من رو یک بار می بینی و اگر بد عمل کنی دو بار می بینی" ،  و سپس دستور کمپانی را می پذیرد و دو دختر را تست می کند و کامیلا را انتخاب می کند.

همبستر شدن زن کارگردان که در بیداری اتفاق افتاده است و در اصل دایان شب مهمانی از آن مطلع می شود ، جایی که کارگردان می گوید: "استخر مال من شد و استخر دار مال اون شد."

کارگردان اصلی فیلم "داستان سیلویا نورت" بیداری نامش "باب بروکر" است که دایان در خواب او را با "آدام کشر" جایگزین کرده است.

آدام کشر که یکبار کابوی را دیده است ، به گفته خود کابوی در خواب خوب عمل کرده و اما دایان خواب را دو بار می بیند پس کابوی را دوبار می بیند که او را از خواب بیدار می کند پس به گفتهأ خود کابوی بد عمل کرده است.

8. بتی به تست بازیگری می رود و تست را بخوبی انجام می دهد و او را نزد آدام کشر می برند تا به او معرفی کنند ، آدام و بتی از دور همدیگر را  می بینند و به هم خیره می شوند طوری از قبل همدیگر را می شناسند ، بتی می گوید که قرار دارد و باید برود ، سپس با ریتا به خانهأ خود می رود و با جسد مردهأ دایان سلوین مواجه می شوند ، شب آن روز نیز بتی و ریتا عشق بازی می کنند و نیمه های شب ریتا بتی را از خواب بیدار میکند و به کلوپی به نام سکوت می روند ، بعد از نمایش در کلوپ یک جعبه آبی در کیف بتی پیدا می کنند که کلید آن را ریتا در کیف خود داشت ، به خانه بر می گردند و قبل از اینکه ریتا در جعبه را باز کند بتی مفقود می شود و ریتا نیز بعد از باز کردن آن به درون جعبه می رود.

پیروزی بتی در تست بازیگری به نوعی حاکی از اینست که دایان خود را بهترین دختر برای نقش اصلی فیلم می دانست امّا کسی دیگری انتخاب می شود و آن کامیلا رودز است ، و دایان همیشه دوست داشت که عمّه اش به او افتخار کند و برای همین است که "وودی کتز" تهیه کننده فیلم به او می گوید: "عمّهأ تو امروز بهت افتخار می کنه." چرا که این چیزی است که دایان دوست داشت بشنود ، امّا نکتهأ جالبی که در تست بتی وجود دارد اینست که "وودی کتز" که با بتی تست را بازی می کرد دقیقا با کامیلا هم همین تست را بازی کرده بوده است و می گوید: "می خوام زیبا و پیوسته بازی کنم ، مثل اون یکی دختره که مو های مشکی داشت".

از آنجایی که دایان در خواب ، آشنایی با کارگردان را به قرار خود با کامیلا ترجیح می دهد و با اینکه دایان برای رسیدن به نقش تلاش کرده و حتی تن به هر کاری با کارگردان داده است اما باز هم چون کامیلا را دوست دارد در این نقش دیگر اصرار نمی کند و اما کلوپ سکوت اولین جایی است که شروع به گیج کردن بیننده می کند ، لرزش های بتی در آن کلوپ ، خواندن آواز "گریه کردن" اثر "روی اوربیسون" و آن هم به زبان اسپانیولی که زبان مورد علاقه دایان در خواب است (اسپانیولی از آنجا گرفته شد که شب مهمانی کامیلا و آدام با هم به این زبان صحبت می کنند) و همه به نوعی به عذاب وجدان بتی بر می گردد و نشان دهنده غم و اندوه اوست و عذاب وجدانی که به آن دچار شده است.

 قسمت سوم: این قسمت از آنجا شروع می شود که کابوی به سراغ جسد مردهأ بتی میاید و می گوید که زمان بیدار شدنش است ، این صحنه دوربین "دایان" را در دو حالت مرده و زنده نشان می دهد که این خود دلیلی بر این است که دایان خواب را دو بار دیده و در واقع چون دوبار این خواب را دیده است ، کابوی را نیز دوبار دیده است و در رقابت با آدام کشر بازنده است ، دایان بعد از بیداری از خواب به دلیل عذاب وجدان خود کشی می کند ، در قسمت سوم فیلم که در واقع رجوع های متعددی به گذشته نیز انجام می شود که در قسمت دوم موارد اصلی آن را توضیح دادم.

اما در این قسمت از داستان کامیلا آدم کشی را استخدام می کند تا کامیلا را بکشد و در رستورانی به اسم وینکیز با او ملاقات می کند و این ملاقات منشاء بسیاری از عناصر خواب او نیز هست.

در پایان و قبل از خودکشی مربیان دایان که از درون جعبه آبی به صورت آدمک هایی خارج شده اند به سراغ دایان می آیند و او از وحشت و ترس و برای خاتمه این عذاب و به قول خودش از کلام "دنی": "که از این احساس لعنتی راحت بشم."

نکتهأ جالب دیگری نیز در قسمت سوم وجود دارد ، مقداری از اساس های همسایهأ دایان پس از تعویض آپارتمان نزد کامیلا مانده است که برای اینکه آنها را پس بگیرد پیش دایان می آید و زیر سیگاری پیانو شکل خود را می برد و به کامیلا می گوید که آن دو نفر کارآگاه دوباره آمده اند.

دایان سیگاری نیست اما زیر سیگاری را برای کامیلا لازم داشته است چرا که کامیلا سیگاری بوده است و شب مهمانی او را با سیگار بی فیلتر می بینیم.

کارآگاه هایی که به دنبال دایان آمده بودند نیز عناصری در خواب او دارند و در صحنهأ تصادف در خواب وی حاضر هستند و جالب اینجاست که آدام کشر زمانی که به آن هتل مخروبه پناه می برد ، متصدی هتل به او می گوید که دو نفر از بانک آمده بودند و همچنین به آدام می گوید که: " کسانی که ازشون پنهان شدین ، می دونن شما کجایی. " که این نشان دهنده اینست که دایان می داند که پلیس دیر یا زود او را پیدا خواهد کرد و فکر می کند به زودی ماجرایش لو خواهد رفت.


 

سوالات موجود

- مفهوم عدد 16 در این میان چیست؟

دختر اوّلی که آدام کشر امتحان می کند آوازی را می خواند که متن شعر آن "16 دلیل که عاشقت هستم" می باشد ، بهتر بودن آواز این دختر و اجرای آن از کامیلا رودز (شخص پیشنهادی "برداران کاستیگلیانی") بدیهی است.

شمارهأ اتاق آدام کشر در هتلی که مخفی شده است نیز 16 است ، مهمان دار هتل و شخصی که در کلوپ سکوت کار می کند نیز یکی هستند پس دایان در بیداری حتما این پیرمرد اسپانیایی را می شناسد و این مهماندار زمانی که در هتل به سراغ آدام کشر می رود تا او را از مسدود بودن حساب بانکی مطلع کند به نوعی گوشش را بروی در می گذارد تا استراق سمع کند.

در حقیقت این عناصر 16 و مهمان دار هتل و همچنین نگاه های رد و بدل شده بین دایان و آدام کشر در خواب گواهی از رابطه این دو در بیداری است و از آنجایی که دایان در شب مهمانی می گوید که: "نقش اصلی را بدجوری می خواهد." ، بلکه دایان در بیداری و در همان اتاق کثیف و کهنهأ آن هتل که حتی در اتاقش از خارج باز می شود با باب بروکر کارگردان اصلی فیلم "داستان سیلویا نورت" نیز همبستر شده است تا به نقش اصلی برسد و برای تصاحب آن حاضر به انجام هر کاری شده است و با اینکه کارگردان قصد استفاده دایان در فیلمش را ندارد و به نوعی این نقش از قبل تعیین شده است ، امّا از او سوء استفاده می کند.

- چرا دایان نام خود را هم نیز عوض کرد؟

دایان از روی پشیمانی آرزو می کند که کامیلا جان سالم بدر ببرد و دایان در مکان و شخصی دیگر سر راه او قرار بگیرد و با کامیلا رابطه ای جدیدی را از نو برقرار کند و چه بسا این بار کامیلا به دایان وابسته است و دایان حامی و پشتیبان کامیلا ، یعنی نقطه مقابل بیداری.

- کلوپ سکوت چه بود و چه اتفاقی افتاد؟

موارد زیر را می توان از صحنه این کلوپ فرا گرفت:

- آگاهی بیننده و بتی: این قسمت از خواب دایان دلیل و سندی به خود او و حتی بینندهأ فیلم است که هر آنچه تا به حال دیده اید خواب بوده است غیر واقعی ایست و یا حتی اگر هم این مطلب واضح بیان نشود حداقل شدیدا در ذهن ایجاد شک می کند.

- خطای دید در سینما: کلوپ سکوت تقلیدی از صحنهأ معروف فیلم نقاب اثر اینگمار برگمن است تا بیننده را برای پیامد ثانویه ای یعنی اظهار نظر لینچ دربارهأ طبیعت خطای دید در سینما آماده کند.

لینچ با صراحت به دو نکته تاکید می کند ، اوّل: اهمیت ترکیب صدا و تصویر.  دوم: فریب کاری در هنر بازیگری (که مسلما نظری بیرحمانه است).

- مفهوم فلسفی – (زندگی خطای دید است): ادراک منشاء حقیقت است و حقیقت همواره نسبی است و بنابراین ادراک ما همیشه نسبی است و هر آنچه ما می بینیم ساختهأ چشمان ماست ، این مطلب فلسفی بسیار با فلسفه و افکار شرقی مطابقت دارد و با این نکته که لینچ معتقد به یوگا-درمانی است.
همچنین این مطلب که زندگی خطای دید است با "پست مدرنیسم" نیز کاملا مطابقت دارد.

این کلوپ با استدلال به شواهدی بسیاری می تواند تعبیر مهمانی آدام در خواب دایان باشد:

- ریتا از بتی می خواهد که بدنبال او به کلوپ برود و در بیداری کامیلا دایان را به مهمانی آدام دعوت می کند.

- بتی و ریتا در تاکسی نمایش داده می شوند که به کلوپ سکوت می روند و در بیداری دایان در لیموزین مشکی به خانه آدام می رود.

- بتی و ریتا در کلوپ سکوت دستان همدیگر را نگه می گیرند. در بیداری کامیلا و دایان دست همدیگر میگیرند و از میان جنگل به مهمانی می روند.

- دایان در کلوپ سکوت متوجه می شود که همه چیز خطای دید است و در مهمانی آدام متوجه می شود که تمام آن چیزی که آرزویش را داشت و در رویایش بود رویای متلاشی شده و خطای دید بوده است.

- در کلوپ بتی و ریتا گریه می کنند و در مهمانی هم  دایان گریه می کند.

- در هر دو صحنه موسیقی پخش می شود.

- چرا شعبده باز در کلوپ سکوت به سه زبان صحبت می کند؟

شعبده باز برای سه نفر صحبت می کند: بتی ، ریتا و عمّه روس.

مشخص است که عمّه روس با زبان فرانسوی آشناست چرا که در منزلش کتاب های فرانسوی یافت می شود و او نیز به کانادا می رود و فرانسوی صحبت کردنش در کانادا بعید نیست ، کامیلا نیز اسپانیایی صحبت می کند و در شب مهمانی نیز صحنه از آن را می بینیم و بتی که صراحتا به زبان انگلیسی مسلط است.

- جعبهأ آبی چیست؟

جعبه آبی نمونه کوچک شده از کلوپ سکوت است. با این تفاوت که کلوپ برای همگان است و عموم مردم به آن مراجعه می کنند و معرف نسل بشر است و باز کنندهأ خطای دید و اشتباه فاحش نسل بشری در درک مسائل است ، اما جعبهأ آبی شخصی است و تنها باز کننده تاریکی های روح افراد است.

- رنگ آبی معّرف چیست؟

استفاده از رنگ آبی در فیلم لینچ از دیرباز وجود داشته است و اما در این فیلم رنگ آبی نشانهأ وجود اهریمن و خباثت است و این رنگ در نقاط متعدد فیلم مشاهده می شود که اولین بار در اتاق آقای روگ صاحب کمپانی ظاهر می شود ، بعد از آن کلید آبی در کیف ریتا است ، سپس در کلوپ سکوت به دفعات این نور و رنگ دیده می شود و حتی زنی با کلاه گیس آبی رنگ در نقطه ای مرموز و تنها در سالن نشسته است ، بعد از آن جعبهأ آبی رنگ دیده می شود سپس کلید آبی از آدمکش به دایان منتقل می شود و در نهایت دوباره زن مرموز شبیه به جادوگران با کلاه گیس آبی کلمه سکوت را به اسپانیایی می گوید و فیلم تمام می شود.

- و امّا کلید چه چیزی را باز می کند؟

آن کلیدِ آبی جعبه ای آبی رنگ را برای ریتا باز کرد که وی را به تاریکی هدایت می کند ، و در اصل تاریک ترین و زشت ترین زوایای روح دایان را برای کامیلا باز می کند که تا زمان استخدام آدمکش برای قتل کامیلا پنهان بوده است و این ارتکاب قتل دایان چالش بروز و شکوفا کننده نقاط تاریک روحش برای کامیلا است و استخدام آدمکش کلید باز کردن آن تاریکی است.

- چه کسی در انتهای فیلم به درب خانه دایان می کوبد؟

این در واقع وجدان اوست که به طرز مهیبی درب او را می کوبد و این بلکه الهام لینچ از یکی از نمایشنامه های شکسپیر است که در آن نمایشنامه نیز قاتلی زمانی که پادشاه را می کشد ، کسی به در می کوبد هرچند در آن نمایش نامه کسی وارد نمی شود و فقط به در می کوبد. و آن وجدان قاتل است. اما در این روایت وجدان از زیر در به صورد آدمک های کوچکی که دایان آنها را می شناسد وارد می شوند و سپس بزرگ می شوند.

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: 100 فیلم مهم تاریخ سینمای جهان
 

رتبه

عنوان

سال ساخت

1.

CITIZEN KANE

همشهری کین

1941

2.

CASABLANCA

کازابلانکا

1942

3.

GODFATHER, THE

پدر خوانده

1972

4.

GONE WITH THE WIND

برباد رفته

1939

5.

LAWRENCE OF ARABIA

لارنس عربستان

1962

6.

WIZARD OF OZ, THE

جادوگر شهر اوز

1939

7.

GRADUATE, THE

فارغ التحصیل

1967

8.

ON THE WATERFRONT

در بار انداز

1954

9.

SCHINDLER'S LIST

فهرست شیندلر

1993

10.

SINGIN' IN THE RAIN

آواز در باران

1952

11.

IT'S A WONDERFUL LIFE

چه زندگی محشری

1946

12.

SUNSET BOULEVARD

سان ست بلوارد

1950

13.

BRIDGE ON THE RIVER KWAI, THE

پلی روی رودخانه کوی

1957

14.

SOME LIKE IT HOT

بعضی ها داغشو دوست دارند

1959

15.

STAR WARS

چنگ ستارگان

1977

16.

ALL ABOUT EVE

همه چیز درباره ایو

1950

17.

AFRICAN QUEEN, THE

قایق آفریکن کویین

1951

18.

PSYCHO

بیمار روانی

1960

19.

CHINATOWN

محله چینی ها

1974

20.

ONE FLEW OVER THE CUCKOO'S NEST

دیوانه از قفس پرید

1975

21.

GRAPES OF WRATH, THE

خوشه های خشم

1940

22.

2001: A SPACE ODYSSEY

2001: یک اویسه فضایی

1968

23.

MALTESE FALCON, THE

شاهین مالت

1941

24.

RAGING BULL

گاو خشمگین

1980

25.

E.T. THE EXTRA-TERRESTRIAL

ائی تی- موجود ماوراء زمینی

1982

26.

DR. STRANGELOVE

دکتر استرانگ لاو

1964

27.

BONNIE & CLYDE

بانی و کلایند

1967

28.

APOCALYPSE NOW

اینک آخر زمان

1979

29.

MR. SMITH GOES TO WASHINGTON

آقای اسمیت به واشینگتن می رود

1939

30.

TREASURE OF THE SIERRA MADRE

1948

31.

ANNIE HALL

آنی هال

1977

32.

GODFATHER PART II, THE

پدر خوانده قسمت دوم

1974

33.

HIGH NOON

1952

34.

TO KILL A MOCKINGBIRD

کشتن مرغ مغلد

1962

35.

IT HAPPENED ONE NIGHT

یک شب اتفاق می افتد

1934

36.

MIDNIGHT COWBOY

کابوی نیمه شب

1969

37.

BEST YEARS OF OUR LIVES, THE

بهترین سالهای زندگی ما

1946

38.

DOUBLE INDEMNITY

غرامت مضاعف

1944

39.

DOCTOR ZHIVAGO

دکتر ژیواگو

1965

40.

NORTH BY NORTHWEST

شمال از شمال غربی

1959

41.

WEST SIDE STORY

داستان وست ساید

1961

42.

REAR WINDOW

پنجره پشتی

1954

43.

KING KONG

کینگ کنگ

1933

44.

BIRTH OF A NATION, THE

تولد یک ملت

1915

45.

STREETCAR NAMED DESIRE, A

اتوبوسی به نام هوس

1951

46.

CLOCKWORK ORANGE, A

پرتغال کوکی

1971

47.

TAXI DRIVER

راننده تاکسی

1976

48.

JAWS

آرواره ها

1975

49.

SNOW WHITE & THE SEVEN DWARFS

سفید برفی و هفت کوتوله

1937

50.

BUTCH CASSIDY & THE SUNDANCE KID

با چ کسیدی و سان دنس کید

1969

51.

PHILADELPHIA STORY, THE

داستان فیلادلفیا

1940

52.

FROM HERE TO ETERNITY

از اینجا تا ابدیت

1953

53.

AMADEUS

آمادئوس

1984

54.

ALL QUIET ON THE WESTERN FRONT

در جبهه غرب خبری نیست

1930

55.

SOUND OF MUSIC, THE

اشک ها و لبخند ها

1965

56.

M*A*S*H

1970

57.

THIRD MAN, THE

مرد سوم

1949

58.

FANTASIA

فانتازیا

1940

59.

REBEL WITHOUT A CAUSE

شورش بی دلیل (یاغی بی هدف)

1955

60.

RAIDERS OF THE LOST ARK

مهاجمان صندوقچه گم شده

1981

61.

VERTIGO

سر گیجه

1958

62.

TOOTSIE

توتسی

1982

63.

STAGECOACH

دلیجان

1939

64.

CLOSE ENCOUNTERS OF THE THIRD KIND

بر خورد نزدیک از نوع سوم

1977

65.

SILENCE OF THE LAMBS, THE

سکوت بره ها

1991

66.

NETWORK

شبکه

1976

67.

MANCHURIAN CANDIDATE, THE

کاندیدای منچوری

1962

68.

AMERICAN IN PARIS, AN

بک آمریکایی در پاریس

1951

69.

SHANE

شین

1953

70.

FRENCH CONNECTION, THE

ارتباط فرانسوی

1971

71.

FORREST GUMP

فارست گامپ

1994

72.

BEN-HUR

بن هور

1959

73.

WUTHERING HEIGHTS

بلندی های بادگیر

1939

74.

GOLD RUSH, THE

هجوم به سرزمین زرخیز

1925

75.

DANCES WITH WOLVES

رقصنده با گرگ

1990

76.

CITY LIGHTS

روشنیهای شهر

1931

77.

AMERICAN GRAFFITI

دیوار نویس آمریکایی

1973

78.

ROCKY

راکی

1976

79.

DEER HUNTER, THE

شکارچی گوزن

1978

80.

WILD BUNCH, THE

این گروه خشن

1969

81.

MODERN TIMES

عصر جدید

1936

82.

GIANT

غول

1956

83.

PLATOON

جوخه

1986

84.

FARGO

فارگو

1996

85.

DUCK SOUP

کار آسان

1933

86.

MUTINY ON THE BOUNTY

1935

87.

FRANKENSTEIN

فرانک اشتین

1931

88.

EASY RIDER

ایزی رایدر

1969

89.

PATTON

پاتون

1970

90.

JAZZ SINGER, THE

خواننده جاز

1927

91.

MY FAIR LADY

بانوی زیبای من

1964

92.

PLACE IN THE SUN, A

مکانی در خورشید

1951

93.

APARTMENT, THE

آپارتمان

1960

94.

GOODFELLAS

رفقای خوب

1990

95.

PULP FICTION

داستان های عامه پسند

1994

96.

SEARCHERS, THE

چویندگان

1956

97.

BRINGING UP BABY

بزرگ کردن بچه

1938

98.

UNFORGIVEN

1992

99.

GUESS WHO'S COMING TO DINNER

حدس بزی چه کسی برای شام می اید

1967

100.

YANKEE DOODLE DANDY

سرباز شیک پوش

1942

 

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: طالع نحس 2006 (The Omen)
 

omen_poster

طالع نحس (The Omen)

کارگردان: جان مور

نویسنده: دیوید اسلترز

بازیگران: لیو شریبر- جولیا استیلز- میا فارو-دیوید تویلس

زمان فیلم: 105 دقیقه

تاریخ انتشار فیلم: June 6 2006

فروش در آمریکا: 54 میلیون دلار

کمپانی پخش کننده: فوکس قرن بیستم

درجه سنی:R

بودجه ساخت فیلم: 25 میلیون دلار

فروش تمام دنیا: 118 میلیون دلار

 


 

خلاصه داستان:

 "رابرت تورن" برای جلوگیری از ضربه روحی به همسرش "کاترین" از مرگ بچه تازه بدنیا آمده پسری را از به فرزند خوندگی قبول می کند.

پسر آنها به نام "دیمین" پس از چند سال حالت عادی خود را از دست می دهد و کسانی که با او مشکلی داشته باشند می میرند.

کشیشی "رابرت" را مطلع می سازد ولی رابرت باور نمی کند که پسرش ذات شیطانی دارد ، اما چند اتفاق ناگوار برای "رابرت" اتفاق می افتد تا تجدید نظر کند.

 

نقد:

احتمالا همه ما با فیلم طالع نحس آشنا هستیم یا حداقل اگر فیلمش را ندیده باشیم اسم آن را مانند جنگیر شنیده ایم.

وقتی که طالع نحس اصلی به نمایش درآمد بسیار سر و صدا کرد و با توجه به اینکه تا به حال چنین فیلمی با این مضمون ساخته نشده بود جای تعجب نداشت.

من تا 2 ماه پیش فیلم اصلی را هم ندیده بودم. حدود همین 2 ماه پیش بود که عکسها و تبلیغات فیلم بازسازی را دیدم و علاقمند شدم هر 2 فیلم را ببینم.

به هر حال با هزار جور بدبختی فیلم اصلی را دیدم.

از نظر من بسیار فیلم عادی بود یعنی نیاز به آن همه سروصدا نداشت 2 یا 3

صحنه دلهره آور بیشتر نداشت  ولی در کل فیلم سرگرم کننده ای بود.

حدود 1 هفته بعد از دیدن فیلم اصلی کیفیت خوب فیلم بازسازی به دستم رسید.

و بر خلاف تصورم فیلم بسیار زیباتر و کاملتر از فیلم 30 سال پیش بود.

در اولین لحظات فیلم جدید یک سری توضیحات درباره متولد شدن شیطان نوشته میشود که خیلی در فهم فیلم کمک می کند ولی در فیلم اصلی از این توضیحات خبری نبود.

خوابهایی که کاترین می بیند بسیار خوب و ترسناک از آب در آمده و کلا این خوابها به بیننده می فهماند که کاترین بسیار آشفته است و ترسیده.

ولی در فیلم 30 سال پیش کاترین هیچگونه خوابی نمی بیند.

یکی دیگر از برتری ها پرستار "دیمین" است.

در فیلم جدید (میا فارو) پرستار است که وقتی جوان بود بازی او را در فیلم (بچه رزمری) اثر (رومن پولانسکی) دیده ایم.

قیافه (میا فارو) آنقدر ترسناک است که وقتی به (رابرت) حمله می کند مو بر تن آدم سیخ می شود.

فقط یک ایراد به فیلم جدید نسبت به فیلم قدیم می توان گرفت که این انتخاب

بچه فیلم است. که اتفاقا یکی از عنصر های اصلی فیلم است.

بچه فیلم جدید بسیار قیافه معصومی دارد و صحنه هایی که نگاه های

شوم می کند اصلا ترسناک نیست ولی بر عکس پسر بچه فیلم قدیمی بسیار ترسناک است مثلا اگر صحنه های اخر هر دو فیلم که پسر بچه به دوربین نگاه می کند ببینید منظورم را می فهمید.

از لحاظ اکشن فیلم جدید با توجه به سلیقه امروزی تماشاگران آمریکایی صحنه های هیجانی بیشتری دارد.

مثلا ترکیدن ماشین در فیلم اصلی وجود ندارد و مردن خبرنگاری که با (رابرت) همراه است کلا با مردن خبرنگار فیلم اصلی فرق دارد و بهتر شده.

البته اینها را به حساب اینکه فیلم زمان قدیم ساخته شده و جلوه های ویژه کاری مشکل بوده.

بازیها عالی است. پرستار "رابرت" و کشیش از همه بازیگران بهتر اجرا شده.

ولی علت کم تحویل گرفتن فیلم جدید به نظر من این بود که مردم یا احساس میکردند بازسازی چنین فیلمی کاری اضافی بوده

و اینکه مردم بیشتر به فکر جلوه های ویژه و خالی بندی هستند و اینجور فیلمها به مزاجشان خوش نمی آید.

کارگردان فیلم (جان مور) تقریبا قابل قبول است البته نباید زود قضاوت کرد

زیرا با طالع نحس کلا 3 فیلم ساخته.

اولین فیلمش (پشت خط دشمن) بود با بازی (جین هکمن)  عالی  بود.

دومین فیلم (پرواز ققنوس) هم یک بازسازی است ولی زیاد جالب نبود.

در مورد کارگردان فیلم اصلی که (ریچارد دانر) نام دارد و اکثرا همه او

را با فیلم های اسلحه مرگبار می شناسند.

بتازگی فیلم بلوک16 را کارگردانی کرده که اگر امکان داشته باشه نقد این فیلم را هم مینویسم.

در آخر باید بگم اگر فقط می خواهید بترسید این فیلم مناسب نیست و خودم

شخصا فیلم حلقه 1 را پیشنهاد می کنم.

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات
 
 

: "هالووین" در سه روز 27 میلیون دلار فروخت
 

 
"هالووین" به کارگردانی راب زامبی که بر مبنای فیلمی به همین نام ساخته شده، با 5/26 میلیون دلار فروش در سه روز اول اکران رکورد فروش سه روز اول را در تعطیلات هفته کارگر شکست.
به گزارش خبرنگار مهر، هالیوود ریپورتر اعلام کرد رده دوم جدول فروش را فیلم کمدی "سوپربد" با 2/12 میلیون دلار به خود اختصاص داد و دو فیلم تازه اکران شده این هفته نیز خود را در میان 10 فیلم پرفروش هفته جای دادند.



صحنه‌ای از فیلم "هالووین"

"توپ های خشم" که هجویه ای بر فیلم های رزمی است، با فروش نه چندان قابل توجه 6/11 میلیون دلار در رده سوم قرار گرفت، در حالی که تریلر "حکم اعدام" با بازی کوین بیکن تنها 2/4 میلیون دلار فروخت و رده ای بهتر از جایگاه هشتم پیدا نکرد. توزیع کننده های هر دو فیلم اعلام کرده اند فروش این فیلم ها مطابق انتظاراتشان بوده است.

مترو گلدوین مه یر که "هالووین" را به بازارعرضه کرده، پیش بینی کرده بود این فیلم با احتساب امروز، دوشنبه که در آمریکا تعطیل عمومی است، این فیلم به فروشی در حد 30 میلیون دلار دست پیدا کند. رکورد فروش چهار روز فیلمی در که در چنین هفته ای اکران شده، در حال حاضر در اختیار "روز ششم" ام. نایت شیامالان است که در سال 1999 در هفته چهارم اکران خود حدود 3/29 میلیون دلار فروخت.

"هالووین" هشتمین فیلمی است که با اقتباس از فیلم سال 1978 جان کارپنتر ساخته شده و تمرکز اصلی آن بر دوران کودکی مایکل مایرز، شخصیت قاتل و اصلی این مجموعه فیلم هاست. باب واینستین، یکی از دو رئیس کمپانی واینستین که "هالووین" را تهیه کرده، هزینه تولید این فیلم را 15 میلیون دلار اعلام کرد. با وجود موفقیت تجاری این فیلم در هفته نخست اکران، رئیس سابق میراماکس نسبت به تولید فیلم دیگری بر مبنای این مجموعه ابراز تردید کرد و گفت: "من هرگز نمی گویم هرگز، اما اگر هم قرار است فیلم دیگری ساخته شود، باید کاملا متفاوت باشد."

استودیو واینستین قصد دارد در دو پروژه دیگر با زامبی که نام واقعی او راب کامینگز است، همکاری کند. زامبی 42 ساله، در دهه 1990 با اداره گروه هوی متال "وایت زامبی" به شهرت رسید. او در سال 2003 اولین فیلم بلند خود را ساخت که "خانه 1000 جنازه" نام داشت.

"اولتیماتوم بورن" با 1/10 میلیون دلار در دره چهارم قرار گرفت و "ساعت شلوغی" نیز حدود 5/8 میلیون دلار فروخت و فیلم پنجم هفته شد. رده های ششم و هفتم جدول را "تعطیلات مستر بین" و "خاطرات پرستار بچه" به ترتیب با شش و پنج میلیون دلار به خود اختصاص دادند و دو فیلم "جنگ" و "استارداست" نیز فیلم های نهم و دهم جدول شدند

 
 

 
 

تاريخ :  | ساعت :  

  بيان انتقادات و پيشنهادات